تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٧٩ - سفارشات امير مؤمنان - هنگام وفات - به امام حسن
عرض كردم: اى امير مؤمنان بندهاى مرتكب گناه مىشود و از آن استغفار مىكند، حدّ استغفار چيست؟ فرمود: اى پسر زياد [حدّ استغفار] توبه است، گفتم: همين! فرمود: نه، پرسيدم: پس چگونه؟ فرمود: براستى هنگامى كه بنده مرتكب گناهى شد با تحريك بگويد:
«أستغفر اللَّه»
، گفتم: منظور از تحريك چيست؟ فرمود: با دو لب و زبان، بگونهاى كه از جنباندن آن، حقيقت را دنبال كند، گفتم: حقيقت چيست؟ فرمود: عبارت است از تصديق قلبى و تصميم بر عدم بازگشت به گناهى كه از آن استغفار نموده است. كميل گويد: بنا بر اين چنانچه بدينسان رفتار كنم آيا از شمار استغفاركنندگان خواهم بود؟ فرمود: نه، كميل گفت: چطور؟ فرمود: براى آنكه تو هنوز به اصل و ريشه [استغفار] نرسيدهاى، كميل گويد: بفرمائيد كه اصل و ريشه استغفار چيست؟ فرمود: تجديد توبه و رجوع بدان از گناهى كه كرده و از آن استغفار نموده، و آن نخستين درجه عابدان است، و ترك گناه و طلب آمرزش اسمى است [واحد] كه براى شش معنى بكار برده مىشود: نخست: پشيمانى از گذشته است، و دوم: تصميم قطعى بر عدم تكرار آن گناه، و سوم: پرداخت حقوق مردم، و چهارم: انجام وظائف واجب الهى، و پنجم: آب كردن گوشتى است كه از [راه] نامشروع و حرام روئيده است، بطورى كه پوست به استخوان بچسبد سپس ما بين آن دو گوشتى نو و تازه برويد، و ششم:
چشاندن رنج طاعات به جسم است همان طور كه لذّت گناهان را به او چشاندى.
سفارشات امير مؤمنان- هنگام وفات- به امام حسن عليهما السّلام
مؤلّف كتاب گويد «از آن سفارشات باندازهاى كه نياز كتاب بود به رشته تحرير درآورديم».
اين وصيّت نامهايست كه على بن أبى طالب بدان وصيّت مىكند، افراد با ايمان را سفارش نموده است به گواهى دادن به اينكه معبودى جز «اللَّه» سزاوار پرستش نيست، يگانه است و بىانباز، و گواهى به اينكه محمّد بنده و فرستاده اوست، كه خداوند او را به راهنمائى و دين حقّ فرستاد تا بر همه اديان پيروزش بنمايد هر چند كه مشركان آن را خوش ندارند. و سلام و درود خدا بر محمّد باد. زان پس [گويم:] نماز من و عبادتهاى من، و زندگانى من و مرگ من؛ همه براى خدا؛ پروردگار جهانيان است، كه او را انبازى نيست، و مرا به اين [آئين] فرمان دادهاند، و من