تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٣ - سفارشات امام صادق
على به محمّد (امام باقر) ٧، و محمّد ٧ نيز آن را به آن كس كه خواسته سپرده، بدين خاطر شتاب مكنيد؛ كه بخدا سوگند اين امر سه بار نزديك شده بود ولى چون شما آن را افشا ساخته و ظاهر نموديد خداوند آن را به تأخير انداخت، بخدا سوگند كه شما هيچ سرّى نداريد جز آنكه دشمنانتان از شما بدان آگاهترند پسر نعمان! خود را نجات بده، زيرا بدستورم رفتار نكردى (يعنى: در جماعت سخنى بر زبان راندى كه تحت تعقيب قرار گرفتى)، سرّ مرا فاش مساز، كه بىشكّ مغيرة بن سعيد بر پدرم دروغ بست و سرّ او را فاش ساخت و در نتيجه خداوند تيزى شمشير را به او چشانيد. و نيز أبو الخطاب[١]؛ كه بر من دروغ بست و رازم را فاش ساخت [سرانجام] به عاقبت مغيره دچار شد هر كس امر ما را مخفى بدارد خداوند او را در دنيا و آخرت مىآرايد، و بهرهاش را بدو عطا مىكند، و او را از مرگ و زندان تنگ حفظ مىنمايد. روزگارى قوم بنى اسرائيل آنچنان دچار قحطى گرديد كه چارپايان و فرزندانشان همه هلاك شدند، پس حضرت موسى ٧ بدرگاه الهى دعا كرد، زان پس خداوند به او فرمود: موسى! [آنان آشكارا] زنا
[١] او رئيس فرقه مغيريّه است، كه در آغاز كار خويشتن دوستى خود را به اماميّه آشكار ساخت و گفت كه امامت پس از على و حسن و حسين( ٧) به نبيره او؛ محمّد بن- عبد اللَّه بن حسن بن حسن بن على رسيد، و او مهدى و همنام پيغمبر، و پدرش همنام پدر پيامبر است. و رافضيان او را در اين سخن پيروى كرده و چشم براه محمّد بن عبد اللَّه بن حسن ابن حسن بن على نشستند، وى پس از پيشوائى ايشان كفرى روشن را آشكار ساخت. يكى اينكه دعوى پيغمبرى و دانائى اسم اعظم كرد و گفت: وى بتوسّط آن نام، مردگان را زنده كند و لشكرها را گريزان سازد. ديگر اينكه در تشبيه و مانند كردن خداى گزافه گوئى كرده گفت: پروردگار وى مردى است از نور و او را اندامها و دلى است كه سرچشمه دانش است و اندامهاى او بصورت حروف هجا ميباشد، و« الف» دو گام او است و« عين» بمانند چشم وى است. و أبو الخطّاب رئيس فرقه خطّابيه و نامش محمّد بن مقلاص اسدى است.
وى ابتدا چنين پنداشت كه امامان پيغمبرند، سپس ايشان را بخدائى رساند و فرزندان حسن و حسين را پسران خدا و دوستان او خوانده و ميگفت: جعفر صادق خداى است، چون جعفر از اين سخن آگاه شد او را لعنت كرده و از پيش خود براند. ابو الخطّاب از آن پس دعوى خدائى كرد و پيروانش گفتند: جعفر خداى است، جز اينكه أبو الخطّاب در خدائى از او و على بن أبى طالب برتر است. خطّابيّه گواهى دادن بدروغ بر دشمنانشان را روا مىدانستند.
( الفرق بين الفرق، عبد القاهر بغدادى)