تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٧١ - يك نصيحت و اندرز
شمشير] بزنند تا به نخلستانهاى هجر (كه از شهرهاى بحرين يا يمن است) عقب برانند كاملا آگاه يقين داريم كه ما بر حقّيم و آنان بر باطل.
و سيره و روش امير مؤمنان ٧ با دشمنان خود همان راه و رسمى بود كه رسول خدا ٦ با مردم مكّه در روز فتح داشت، كه هيچ از اولادشان اسير نگرفت، و همچنين دستور داد: «هر كس كه درب خانهاش را ببندد [و در سراى خود بماند] و سلاح جنگيش را كنار گذارد در امان است». و همچنين امير مؤمنان ٧ در روز نبرد بصره (يعنى جنگ جمل) اين گونه فرمان داد كه: «هيچ فرزندى از ايشان را اسير نكنيد! و مجروحشان را به قتل مرسانيد! و شخص فرارى را تعقيب مكنيد! و هر كس كه درب خانه خود ببست و سلاح جنگيش را كنار نهاد در امان است».
و شمشير [پنجم] كه در نيام است، شمشيرى است كه با آن حكم قصاص اجرا مىشود، خداى عزّ و جلّ [در سوره مائده، آيه ٤٥] فرمايد: النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ، يعنى: «تن را به تن [قصاص است]، و چشم را به چشم»، و [اختيار] كشيدن آن شمشير بدست خونخواهان و اولياى مقتول است، و صدور حكم و داوريش بدست ما است.
اين بود شمشيرهائى كه خداوند [رسول خود] محمّد ٦ را با آنها مبعوث داشت، پس هر كس تمام آن شمشيرها يا يكى از آنها، يا قسمتى از روش و احكام آنها را انكار كند، همانا به آنچه خداوند تبارك و تعالى بر محمّد ٦ پيامبر خود فرو فرستاده كافر شده است.
يك نصيحت و اندرز
روزى جمعى از شيعيان و طرفداران امام باقر ٧ خدمت آن حضرت حاضر شدند پس به نصيحت و اندرزشان پرداخته و آنان را بهوش داشت، در حالى كه آن جماعت بىتوجّه و سرگرم خود بودند، و اين موضوع امام ٧ را بخشم آورد، و پس از اندكى سر بزير افكندن و درنگ سر از زمين برداشته و خطاب به ايشان كرده فرمود: مسلّما اگر قسمتى از گفتار من بر دل يكى از شما نشسته بود [حتما] بدان جان ميداد. هان! اى جسمهاى بىروح و جان، و اى فتيلههاى بىسو، گويا شما همچون چوبهاى تكيه به ديوار دادهايد، و مانند بتهاى ساخته شدهايد، آيا [نميخواهيد] طلا از معدن برگيريد؟! و يا روشنى از نور تابان بيابيد؟! يا مرواريد از دريا بچنگ آريد؟ گفتار نيك و خوب را از [دهان] هر كس كه درآيد- هر چند