تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤٨ - تعريف آن حضرت
و نفسش قانع. جهلش پنهان است و كارش آسان.
دينش استوار است و شهوتش مرده. خشمش فروخورده است و اخلاقش پاك. اسرارى را كه بدو سپرده شده حتى براى دوستان نقل نكند. شهادت و گواهى دشمنان را كتمان نكند.
هيچ عملى را به تظاهر انجام ندهد و از روى حيا ترك مگويد. به خيرش اميد است و از گزندش آسودگى. اگر در جمع غافلان و بىخبران باشد در شمار باخبران و ذاكران به حساب آيد. از آن كس كه بدو ستم كرده بگذرد، و بدان كه محرومش ساخته عطا كند، و با آن كس كه از او بريده بپيوندد. بردباريش را از دست ندهد.
از آراستن خود در نماند. از بدزبانى و ناسزا بدور است و گفتههايش نرم. بىمكر است و پر خير و خوش كردار. رو به خير دارد و از بدى گريزان است. در پيش آمدهاى ناگوار آرام است و با وقار، و در ناگواريها شكيبا و بردبار، و در خوشى و آسايش سپاسگزار. بر كسى كه غضب كند ستم نكند. به خاطر دوستى با كسى مرتكب گناه نشود. ادّعاى ناحقّ نكند و منكر حقّ ديگران نشود. پيش از آنكه بر ضدّ او گواهى دهند فرمان حقّ را بپذيرد. آنچه را بدو سپرند تباه نسازد.
و مردم را با لقبهاى زشت نخواند. نه جنايت كند و نه بدان رو كند. به همسايه آزار نرساند. به گرفتارى و مشكلات خرسند و شاد نگردد. به سوى حقّ شتابان است و امانات را (به صاحبانش) بازگرداند. در ناپسند تأخير كند و كندى نمايد.
سفارش به نيكى كند و از زشتى باز دارد. در امور دنيا جاهلانه وارد نشود، و از حوزه حقّ و راستى قدم بيرون ننهد. اگر سكوت كند خموشى غمينش نسازد، و چنانچه خنده كند آوايش بلند نشود. بدان چه از اوست قانع است. خشم او را از جا بدر نبرد، و هواى نفس بر او چيره نگردد، و بخل بر او پيروز نشود. بدان چه از او نيست طمع نورزد. با مردم معاشرت كند تا بياموزد. و سكوت نمايد تا سالم ماند.
و بپرسد تا بفهمد. به گفتار خير گوش فرا ندهد تا با آن ديگران را درمانده سازد.
و بدان سخن مراند تا بر ديگران جاه فروشى كند. اگر بر او ستم شود شكيبائى ورزد تا خدا برايش انتقام گيرد. تن و جانش از او در زحمتند و مردم از او در آسايش. خود را براى آخرتش به رنج انداخته، و مردم را از زحمت خويش آسوده ساخته. دورى او از آن كس كه از او كناره گرفته براى كراهت و پاك ماندن از بدى است. و نزديكيش با هر كه معاشرت دارد همراه نرمش و مهربانى است. نه دوريش از خودپسندى و بزرگ منشى است، و نه نزديكيش از روى مكر و زبان بازى، بلكه به خوبان و صالحان پيش از خود اقتدا مىكند و پيشواى نيكوكاران پس از خود باشد.