تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٣ - حقوق خويشاوندان
اندرونش ظرف تو، و دامنش محلّ آرامش تو، و پستانش ظرف آب تو، و جانش پناه تو بوده است. و فقط بخاطر تو متحمّل گرم و سرد دنيا شده است، پس بهمان اندازه هم تو از او تشكّر كن، و آن را جز بيارى و توفيق خداوند نتوانى! ٢٢- و امّا حقّ پدرت اين است كه بدانى او ريشه وجود تو مىباشد و تو شاخه اوئى، و بىشكّ اگر او نبود تو نبودى، پس هر وقت در وجود خود نعمتى را- كه خشنودت مىسازد- مشاهده كردى، بدان كه پدر تو ريشه و اصل آن نعمت بر تو باشد (يعنى آن نعمت را از پدر دارى) و بهمان اندازه حمد و سپاس الهى را بجا آور [و لا قوّة إلّا باللَّه].
٢٣- و امّا حقّ فرزندت؛ توجّه بدين امر است كه او از تو مىباشد (يعنى:
شاخهاى از شاخسار وجود تو است) و در چند روز اين دنيا خير و شرّش وابسته به تو است. و بدانى كه يقينا از جمله وظائفى كه بر عهدهات گذاشته شده؛ از قبيل:
تربيت نيكو، راهنمائى بسوى پروردگارش، يارى و مساعدتش در طاعت خدا- در باره خود و او- مسئول مىباشى، و در اين تكليف به ثواب ميرسى و يا مجازات مىگردى، پس در اين باره همچون افرادى كه توسّط حسن اثرشان بر فرزند؛ نامه عمل خود را در اين چند روز دنيا مىآرايند رفتار كن، و در تربيتش آن نوع بكوش كه نزد پروردگارش- از آنچه بين تو و او عمل شده و براى او از خدا مدد گرفتهاى- معذور باشى، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٢٤- و امّا حقّ برادرت اين است كه بدانى او همچون دستت ياور تو مىباشد كه آن را مىگشائى، و مانند پشت و تكيهگاه كه بدان تكيه مىكنى، و چونان عزّت تو است كه بر آن اعتماد مىكنى، و نيروى تو است كه با آن حمله مىكنى، پس او را سلاح نافرمانى خدا مساز، و وسيله ستم به خلق خدا قرار مده، و ياريش را در باره خودش؛ و كمك نمودن به او در برابر دشمنش، و حائل شدن ميان او و شيطانهايش، و نصيحت و خيرخواهيش، و توجّه به او در راه خدا را هرگز وامگذار و از آن كوتاهى مكن، و اين در صورتى است كه مطيع فرمان پروردگارش باشد و أوامر او را بخوبى پاسخ گويد، و گر نه بايد خدا نزد تو مقدّم و گرامىتر از او باشد.
٢٥- امّا حقّ آن مولايت (١) كه تو را از يوغ بندگى آزاد كرده اين است كه بدانى او مال خود را در بارهات خرج كرده، و تو را از ذلّت و وحشت بندگى به