تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٠ - سخنرانى آن حضرت
سخنان امير مؤمنان على ٧
و از امير مؤمنان- وصى مرتضى- على بن أبى طالب ٧ رواياتى طولانى در اين زمينه (توحيد، حكمت، زهد، و ....) نقل شده است كه اگر مىخواستيم فقط به سخنرانيها و فرمايشات آن حضرت در زمينه توحيد كه به دست ما رسيده است بسنده كرده و ذكر نمائيم آن به اندازه تمام اين كتاب مىشد. ولى ما تنها به يك خطبه آن حضرت در زمينه توحيد اين باب را شروع نموديم، سپس به فراخور كتاب به ذكر منقولات از آن جناب در اين زمينهها (حكمت، زهد، موعظه، و ...) و آنچه كمتر در دسترس است و خاصّه و عامّه در آن متّفقاند اكتفا نموديم، و به خواست خداوند متعال همان اندازه كافى و رضايت بخش است.
سخنرانى آن حضرت ٧ در اخلاص توحيد
همانا مرحله نخست در خداپرستى شناخت اوست، و پايه و اساس خداشناسى منحصر به فرد دانستن اوست[١]، و قوام و اساس توحيد اين است كه صفات (زائد بر ذات) را از ذات خداوند منتفى بدانيم[٢] زيرا عقل انسان خود گواهى مىدهد كه هر چيزى كه از صفت و موصوفى تركيب شده باشد، مخلوق است، و نيز هر مخلوقى
[١] توحيد يعنى منحصر به فرد دانستن خدا، و نه يكى دانستن او، معناى توحيد اين نيست كه بگوئى خدا يكى است و دو تا نيست، بلكه توحيد به اين معنا است كه خدا تك است و مثل و مانند ندارد، حتى ضدّ هم ندارد. به عبارت ديگر توحيد به اين معنى نيست كه خدا يكى است و دو تا نيست، بلكه به اين معناست كه تك است و دومى ندارد.
[٢] اشاعره را عقيده بر اين است كه هر صفت از صفات خداوند؛ مانند علم، قدرت داراى حقيقتى است جداى از ذات خداوند، و مغاير با آن، ولى طبق تعاليم أئمّه معصومين عليهم السّلام اين گونه صفات( يعنى صفات ذات) عين ذات خداوند هستند، علم خدا، چيزى غير از ذات خدا نيست، قدرت خدا نيز چيزى جداى از ذات او نيست، بلكه علم خداوند عين ذات اوست، قدرت او نيز عين ذاتش مىباشد، و نيز ساير صفات ذات اين گونه است.( نقل از تعليق مرحوم سيّد هاشم طهرانى( ره) بر كتاب توحيد شيخ صدوق عليه الرّحمة)