تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥٢ - پاسخ امام دهم
آنان كه كتاب را مىخوانند بپرس» آيا خداوند پيش از تو پيامبرى مبعوث داشته كه نه غذا خورد و نه در كوى و برزن راه رود كه تو هم نظير او باشى؟ و تنها فرمود:
«اگر تو شكّ دارى» بىآنكه شكّى در ميان باشد، بلكه [اين سخن] بجهت رعايت انصاف در كلام بود، مانند آيه مباهله كه فرمود: «بيائيد تا ما و شما پسران خويش و زنان خويش و خودمان را و خودتان را فراخوانيم، آنگاه دعا و زارى كنيم و لعنت خداى را بر دروغگويان بگردانيم»، و اگر گفته بود: «لعنت خدا را بر شما بگردانيم» كه ديگر آنان مباهله را نمىپذيرفتند، و براستى خداوند بر اين امر واقف است كه رسول او مأموريّتهايش را انجام مىدهد و دروغگو هم نيست، و نيز پيامبر خود خبر داده بود كه در آنچه مىگويد صادق است، ولى مايل بود از جانب خود رعايت انصاف را كرده باشد.
٤- و امّا اين آيه: «و اگر هر چه درخت در زمين است قلم گردد و دريا مركّب، و هفت درياى ديگر از پس آن بيفزايندش، كلمات خدا پايان نيابد»، همين طور هم هست، اگر درختان دنيا تمامى قلم گردد و دريا مركّب و هفت درياى ديگر بيفزايندش، و همه چشمهها از زمين جوشيدن گيرد، همه و همه تمام شوند و كلمات خدا پايان نيابد، و آنها مانند چشمه كبريت، و چشمه نمر، و چشمه برهوت، و چشمه طبريّه، و چشمه آب گرم ماسبذان، و چشمه آب گرم افريقيّه مشهور به لسنان، و چشمه بحرون است. و مائيم آن كلمات خدا كه نه پايان پذيريم و نه فضائلمان درك گردد.
٥- و امّا بهشت، بىشكّ تمام خوردنيها و نوشيدنيها و سرگرميهائى كه دل بخواهد و ديده لذّت برد در آن هست، و خدا نيز تمام آنها را براى آدم روا داشته بود، و آن درختى كه آدم و همسرش را از آن نهى كرده بود درخت حسادت بود، و به آن دو سفارش فرمود كه: بر افرادى كه خداوند بر مخلوقات ديگر فضيلتى داده به ديده حسد ننگرند، ولى آدم از ياد برد و بدان بچشم حسادت نگريست، و در او عزم و آهنگى استوار نيافت.
٦- و امّا سؤالت در مورد اين آيه: «يا پسران و دختران به آنها تزويج كند» يعنى براى او پسر و دختر با هم متولّد شود، كه به هر دو تائى كه قرين هم باشند [اصطلاحا] «زوجان» گويند، و به هر يك از آن دو «زوج» گفته شود، و پناه بر خدا كه مراد خداوند جليل نه آن باشد كه تو خود را بدان فريفتهاى، تا جوازى براى ارتكاب گناهت يابى، و هر كس آن عمل را (كه تو پنداشتهاى) مرتكب