تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٢ - سخنانى كوتاه از امير مؤمنان
گردد سرزنش مكند. و كسى كه راز خويش پنهان كند اختيارش هميشه در دست خود اوست.
١٣٣- بىشكّ خداوند شش گروه را به شش خوى و عادت عذاب كند:
«عرب» را به تعصّب، «ملّاكان» را به تكبّر، و «اميران» را به ستمكارى، و «فقيهان» و دانشمندان را به حسادت، و «بازرگانان» را به خيانت، و «روستائيان» را به جهل و نادانى.
١٣٤- اى مردم، رعايت تقواى الهى را بنمائيد، زيرا بردبارى و پايدارى در امر پرهيزگارى آسانتر از تحمّل عذاب الهى است.
١٣٥- زهد در دنيا [عبارت است از] كوتاهى آرزو، سپاس هر نعمت، و خوددارى از حرام الهى است.
١٣٦- آنگاه كه همه چيز جفت گشت؛ تنبلى و درماندگى با هم جفت شدند، و «فقر» و محصول و ثمره آن دو گرديد. [يعنى: فقر زائيده تنبلى و درماندگى است] ١٣٧- هان! به يقين روزگار را سه حال است: روزى كه گذشت؛ اميدى بدان مبند، روز باقى، كه حتمى است، و روزى كه خواهد آمد، و تو از آن در امان نيستى، پس ديروز پند و اندرز بود، و امروز غنيمت است، و فردا حالش بر تو نامعلوم. ديروز گواه و شاهدى است پذيرفته و مقبول، و امروز امين و درستكارى پرداختكننده و فردا كه بنزد تو زودگذر است، و غيبتش درازا، او نزد تو آمده نه تو بنزد او. اى مردم! بىشكّ بقا و ماندگارى پس از فنا و نيستى نزد تو آمده نه تو بنزد او. اى مردم! بىشكّ بقا و ماندگارى پس از فنا و نيستى است، و جز اين نبوده است كه ما از گذشتگان خود ارث بريم و آيندگان از ما، پس در پرتو آنچه كه از آن درگذرنده مىباشيد به اصلاح امور آخرت پردازيد. و راههاى خير را بپوئيد، و در آن از كمى اهلش مهراسيد، و از امتياز همدمى خداى خود در آن راه غافل مشويد و پيوسته او را بياد آريد. هان! يقينا عاريتها امروز است و بخشش و پاداش فردا. همانا ما شاخههائى هستيم از ريشههاى درگذشته، پس ريشهها كه رفتند شاخهها نيز سپرى شوند (در اين صورت شاخهها را پس از ريشهها چه بقائى است؟!) اى مردم، اگر شما دنيا را بر آخرت ترجيح دهيد در مقابل كالائى پست با شتاب دعوت دنيا را پاسخ مثبت دادهايد، و مركب آرزوهايتان تا نقطه بىپايان بتازد، و آن [شما را] به آبشخورهائى كه سرانجامش ندامت و پشيمانى است بكشاند. و آنچه با گذشتگان و پيشينيان نموده- از دگرگونى حالات و عقوبت كردن و عبرت ديگران گردانيدن- به شما بچشاند (با