تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٣١ - نامه آن حضرت
جهان و آن جهان لعنت كرده و براى آنان عذابى خواركننده آماده ساخته است- احزاب: ٥٧». و نظير اين آيه به سخن رسول خدا ٦ بر مىخوريم كه فرموده:
«هر كس كه على را آزار دهد مرا آزرده، و هر كس كه مرا آزار دهد، خدا را آزرده، و هر كس كه خدا را آزار دهد بزودى دچار انتقام خدا شود». و نيز سخن پيامبر ٦ كه فرموده: «هر كس كه على را دوست دارد مرا دوست داشته، و هر كس كه مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است». و همچون كلامى است كه رسول خدا ٦ در باره قبيله بنو وليعه فرمود كه: «بتحقيق مردى را به سويشان فرستم كه همچون خود من است، خدا و رسولش را دوست مىدارد، و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند، برخيز اى على و بسويشان روان شو!»، و نيز كلام آن حضرت ٦ در روز خيبر: «فردا مردى همانند خودم را بسويشان [يهود خيبر] مىفرستم كه هم او؛ خدا و رسولش را دوست مىدارد، و هم خدا و رسولش او را دوست مىدارند، او حملهكنندهاى بىگريز است، و باز نگردد تا آنكه خدا فتح و پيروزى را به وى ارزانى دارد»، و پيامبر ٦ پيش از اعزام، نويد فتح و پيروزى داد، پس ياران آن حضرت در پى اين كلام [براى آنكه انتخاب شوند] گردن كشيدند، و چون فردا شد رسول خدا ٦ على را فراخوانده و بسويشان فرستاد، پس على ٧ را بدين فضيلت برگزيد و او را «حيدر كرّار»:
«حملهكنندهاى بىگريز» ناميد، و خداوند نيز او را دوستدار خدا و رسولش نام نهاد، پس [با اين كلام] خبر داد كه خدا و رسولش هر دو او را دوست مىدارند.
و جز اين نيست كه ما اين شرح و بيان را مقدّم داشتيم تا ضمن اينكه راهنماى مقصدمان بوده، براى ما پشتيبانى در تعريف «جبر» و «تفويض» و مرتبه آن دو باشد. و كمك و يارى تنها از خدا است، و در تمام كارهايمان بر او توكّل مىكنيم.
پس ما اين بحث را با اين سخن امام صادق ٧ آغاز مىكنيم كه فرمود: «نه جبر است و نه تفويض، بلكه مرتبهاى ميان آن دو است، كه شامل: ١- تندرستى، ٢- آزادى راه، ٣- و مهلت كافى، ٤- و توشه راه؛ همچون مركب، ٥- و وسيله تحريك شخص بر انجام كار مىباشد».
در نتيجه اين همان پنج چيزى است كه امام صادق ٧ در آن كلّيات فضل را گرد آورده، پس اگر بندهاى فاقد يكى از آنها باشد به نسبت همان كاستى و كمبود تكليف از او ساقط گردد. بنا بر اين آن حضرت خبر از يك اصلى داده كه طلب فهمش بر مردم واجب است، و قرآن در تصديق آن گويا است، و آيات