تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤٤ - حقوق خويشاوندان
افتخار آزادى و آرامش آن خارج ساخته و بيرون برده، و از گرفتارى مملوك بودن آزادت نموده، و حلقههاى [زنجير] بردگى را از دوش تو جدا كرده، و عطر دل انگيز عزّت آزادى را برايت آفريده، و تو را از زندان غم و اندوه خارج ساخته، و سختى را از تو دور نموده، و زبان عدل و داد را برايت گشوده، و مال دنيا را برايت مباح كرده، و تو را صاحب خودت نموده، و از اسارت رهايت ساخته، و براى عبادت پروردگارت آسوده خاطرت نموده است، و بدين جهت تن به كسرى مالش داده (يعنى تحمّل كم شدن مالش را نموده) پس بدان كه او در زمان حيات و مرگت؛ بعد از خويشاوندانت از نزديكترين مردمان به تو خواهد بود و از تمام خلق در يارى و كمك و مساعدت تو- در راه خدا- شايستهتر مىباشد. پس در امورى كه به تو نياز دارد خود را بر او مقدّم مدار.
٢٦- و امّا حقّ آن مولائى[١] كه نعمت آزاديش را تو بر او جارى ساختى اين است كه بدانى بىشكّ خداوند تو را حامى، نگهبان، ياور و پناهگاه او ساخته، و او را برايت همچون واسطهاى بين خود و تو قرار داده، و از اين رو در خور آن است كه تو را از آتش باز دارد، پس اين پاداش براى تو در آخرت است، [و پاداش دنيائى او اين است كه] اگر در دنيا خويشاوندى نداشته باشد به تلافى مخارجى كه براى [آزادى] او متحمّل شدى و وظائفى كه بدنبال آن انجام دادى تو را از ارث خود بهرهمند ساخته، پس چنانچه رعايت حقوق او را نكنى بيم آن مىرود كه ميراث او برايت حلال و گوارا نباشد، و لا قوّة إلّا باللَّه.
٢٧- امّا حقّ كسى كه به تو نيكى و احسانى نموده: تشكّر، يادآورى احسان او، نشر گفتار نيكو در باره او، و در امورى كه ميان تو و خداى سبحان مىباشد از سر اخلاص برايش دعا كنى، پس اگر چنين كنى، شكر او را در نهان و آشكار بجا آوردهاى، پس در صورت امكان احسان او را تلافى كن، و گر نه بايد منتظر فرصت باشى، و خود را براى جبرانش آماده سازى.
٢٨- امّا حقّ أذان گو، اين است كه بدانى كسى كه بانگ نماز سر مىدهد
[١] رابطه« ولاء» ميان دو نفر از آنجا پديد مىآيد كه يكى از آن دو ديگرى را آزاد كند، و در اين حال هر دو را نسبت بيكديگر« مولى» مىخوانند، يكى مولاى آزادكننده، و ديگرى مولاى آزاد شده، و امام سجّاد ٧ در اينجا حقّ هر يك از آن دو را طىّ فرازى جداگانه بيان فرموده است.