تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٦ - خطبه أمير مؤمنان
اى مردم، هيچ گنجى سودمندتر از علم نيست، و هيچ عزّتى نافعتر از بردبارى و نه هيچ افتخار فاميلى رساتر از ادب، و نه هيچ رنجى دردناكتر از خشم، و نه هيچ جمالى زيباتر از خرد، و نه هيچ رفيقى بدتر از نادانى، و نه هيچ زشتى ناپسندتر از دروغ، و نه هيچ نگهبانى نگهدارتر از خموشى، و نيز هيچ غائبى نزديكتر از مرگ نيست.
اى مردم، كسى كه بر عيب خود نظر افكند به عيب ديگران نپردازد، و هر كس كه به روزى خداداد بسنده كند بر آنچه ديگران دارند افسوس نخورد. و هر كس كه شمشير ستم بر كشد خون خود بدان ريزد، و كسى كه چاهى براى برادرش كند خود در آن افتد، و هر كس كه پرده ديگرى را بدرد عيوب خانوادهاش فاش شود، و آن كس كه خطاى خود را از ياد برد خطاى ديگران را بزرگ شمارد، و كسى كه رأى خود را تنها بپسندد به گمراهى افتد، و كسى كه به رأى خود بسنده كند (مشورت نكند) بلغزد، و هر كس كه بر مردم تكبّر نمايد خوار شود، و آن كس كه با مردم گستاخى نمايد دشنام شنود، و كسى كه با دانشمندان معاشرت كند محترم گردد، و هر كس كه با اوباش بياميزد زبون گردد، و كسى كه بيش از توان خود بار كشد درمانده شود.
اى مردم، هيچ اندوختهاى سودمندتر از خردمندى نيست، و نه هيچ فقرى سختتر از نادانى، و هيچ پند دهندهاى رساتر از پاكى، و نه هيچ خردى همچون عاقبت انديشى، و نه هيچ عبادتى همانند فكر و انديشه، و نه هيچ درخواستى نيكوتر از مشورت، و نه هيچ غربتى هراسناكتر از خودبينى، و نه هيچ ورعى همچون خوددارى [از محرّمات]، و نيز هيچ بردبارى چون صبر و خموشى نيست.
اى مردم، همانا آدمى را ده خوى و خصلت است كه آنها را زبانش آشكار مىسازد: ١- شاهدى كه از باطن خبر دهد، ٢- داورى كه بين گفتار جدائى اندازد، ٣- سخنورى كه بدان جواب دهد، ٤- واسطهاى كه بدان به حاجت رسد، ٥- بيانگرى كه بدان اشياء شناخته شوند، ٦- فرماندهى كه فرمان به خير و خوبى دهد، ٧- نصيحتگرى كه از زشتى باز دارد، ٨- تسلّى بخشى كه بدان تسلى آتش غم فرو نشيند، ٩- و ستايشگرى كه كينه را بزدايد، ١٠- و تحسينگرى كه بدان گوشها را بنوازد و شيفته سازد.
اى مردم، همانا خيرى نيست در خموشى از سخن سنجيده همچنان كه در سخن نابخردانه خيرى نباشد.