تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٠٠ - از سخنان امام رضا
صفات درك شود نه با حدّ قرار دادن [طول و عرض، قلّت و كثرت، و رنگ و وزن]، پس هيچ يك از اين حدود در مورد خداوند مصداق ندارد تا مخلوقات بتوانند با شناخت خود [در پرتو اين حدود] او را بشناسند، و چنانچه صفات و نامهايش نشانگر او نبودند؛ مخلوق و آفريدگان تنها نام و صفات او را مىپرستيدند نه معنايش را، و اگر چنين بود؛ معبود يكتا غير از «اللَّه» بود، زيرا صفاتش غير از او است.
عمران گفت: برايم بفرمائيد آيا «توهّم» مخلوق است يا غير مخلوق؟، حضرت ٧ فرمود: خلقى ساكن است كه با سكون درك نمىشود و همانا بدين جهت مخلوق گشته كه چيزى حادث و پديد آمده است، و خدا است كه او را پديد آورده، و چون به چيز ناميده شد مخلوق گرديده است، و بعبارت ديگر همانا خداوند است و مخلوقاتش بدون آنكه چيز سومى در ميان باشد، و مخلوق يا ساكن است يا متحرّك، يا مختلف يا يكسان، يا معلوم يا متشابه، و هر چيزى كه اسم پذيرد مخلوق است.
از سخنان امام رضا ٧ در شرح و بيان «اصطفاء»
چون حضرت رضا ٧ به مجلس مأمون- كه گروهى از علماى عراقى و خراسانى در آن گرد آمده بودند- حاضر شد، مأمون پرسيد: مرا از معنى اين آيه آگاه سازيد:
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا: «سپس قرآن را به كسانى از بندگانمان كه برگزيديم ميراث داديم- فاطر: ٣٢»؟، علماى حاضر در مجلس گفتند: مراد خداوند [از بندگان برگزيده] تمامى امّت است، مأمون گفت: اى أبو الحسن نظر شما چيست؟
فرمود: با آنان هم عقيده نيستم، بلكه مىگويم: مراد خداوند تبارك و تعالى از بندگان برگزيده همان عترت طاهره پيامبر عليهم السّلام بوده است، مأمون گفت: چطور نظر خداوند تنها عترت بوده نه امّت؟
حضرت ٧ فرمود: اگر مراد خداوند تمام امّت بود، همه آنان اهل بهشت بودند، بنا بر فرمايش خداوند: فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ: «پس، از ايشان برخى بر خود ستمكار بودند و برخى ميانهرو، و از ايشان برخى به خواست و فرمان خدا به نيكيها پيشىگيرندهاند، اين است فزونى و بخشش بزرگ- فاطر: ٣٢»، سپس خداوند [در ادامه