تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٩١ - سخنانى كوتاه از امير مؤمنان
معصيتش باز دارد. در حالى كه ديدهاش را به آخرت دوخته، و هر لحظه در انتظار مرگ خود باشد، پيوسته در انديشه، و بسيار شب زندهدار، دل از دنيا برگيرد، و براى آخرت سخت بكوشد، پايدارى را مركب رهائى خود قرار دهد، و پرهيزگارى را ذخيره آخرتش سازد، و سوز دل بدان درمان كند، درس گيرد و مقايسه نمايد، و دل از دنيا و مردم برگيرد، آموختنش براى فهميدن و درستى [در كردار و گفتار] باشد، ياد آخرت دلش را پريشان سازد و ترك فراش كند و رختخواب رها سازد [و به عبادت پردازد كه در اين صورت] رغبت و ميلش در امور الهى بسيار زياد است، و ترس از خدايش بسيار سخت. اندكى از آنچه پنهان مىدارد اظهار نمايد، و به نمود اندكى از دانستههايش بسازد، اينانند امانتهاى الهى در شهرهاى او، و توسّط ايشان بلا از بندگانش بگردد، چنانچه يكى از آنان عهدى با خدا بندد بخوبى بدان وفا كند. پايان خواستهاشان حمد و سپاس خداوند؛ پروردگار جهانيان است.
٦٠- روزى و قوت تسليم بىخردى است و ناكامى در بند خردمندى و بلا و گرفتارى سرسپرده پايدارى است ٦١- امير مؤمنان ٧ در تسليت به أشعث در مرگ برادرش عبد الرّحمان چنين فرمود: بيتابيت اداى حقّ برادرت عبد الرّحمان است، و پايداريت وفاى حقّ الهى، پس چنانچه صبر پيشه سازى تقدير الهى بگذرد و تو ستوده باشى. اشعث گفت:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»! يعنى: «ما از آن خدائيم و به سوى او بازمىگرديم- بقره: ١٥٦»، پس امير مؤمنان ٧ او را فرمود: آيا تأويل آن را مىدانى؟ اشعث گفت:
تنها توئى پايان علم و نهايت دانش! فرمود: امّا اينكه گفتى: «إِنَّا لِلَّهِ» با اين كلام به بودن خود به خواست خدا اعتراف نمودى و با گفتن: «وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» به مرگ خود اقرار كردى.
٦٢- روزى امير مؤمنان ٧ سوار بر مركبى بود و جمعى پياده در پى او روان، به آنان فرمود: آيا مىدانيد [اين كار] پياده در پى سواره روان موجب فساد اخلاق آن سواره گردد، و خوارى و مذلّت پياده را در پى دارد؟ باز گرديد.
٦٣- كارها بر سه قسم است: كارى كه هدايتش آشكار است؛ از آن پيروى كن. و از آنچه كه گمراهيش بارز است؛ دورى گزين. و امور مشكل را به اهل و خيرهاش واگذار.
٦٤- روزى جابر به آن حضرت ٧ گفت: اى امير مؤمنان چگونه شب را به