تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٠٨ - سخنان امام صادق
بديشان سختى و رنج و آسيب رسيده و چنان پريشان و گرفتار شدهاند كه دستهاى از ايشان زخمى و گروهى كشته شدند، و در شهرهاى دور افتاده پراكنده شدند، به بركت ايشان است كه خداوند بيمار را شفا مىبخشد، و فقير را توانگر مىكند، و بحرمت آنان است كه شما يارى مىشويد، و باران بر سرتان مىبارد، و روزى داده مىشويد، آنانند كه هر چند تعدادشان كم و اندك است ولى در پيشگاه خداوند داراى قدر و منزلتى عظيم و بزرگ مىباشند. و گروه سوم كه پائينترين گروه مردمند، آشكارا ما را دوست مىدارند، و رفتارشان بمانند پادشاهان است، اينان زبانشان با ما (يعنى: در حدّ شعار) و شمشيرهايشان بر عليه ما است، و گروه دوم كه طبقه ميانى مردمند، آشكارا دوستمان مىدارند و در باطن ميلى بما ندارند، و بجانم سوگند كه اگر در باطن دوستمان مىداشتند نه آشكارا، روزه داران روز و عابدان شب بودند، و اثر رهبانيّت (پرهيز و گوشهگيرى) را در چهرهاشان مىيافتى، آنان اهل صلح و سازشند.
آن مرد گفت: در اين صورت من از دوستان آشكار و نهان شمايم! امام ٧ فرمود: براستى دوستان آشكار و نهان ما نيز نشانههائى دارند كه گوياى شخصيت آنان است. آن مرد گفت: آن نشانهها كدامند؟ فرمود: خصلتهائى كه نخستين آنها اين است كه ايشان مسأله توحيد (يكتاپرستى) را بطور صحيح شناخته و علمش را تكميل كردهاند، و زان پس به ايمان بخدا و صفاتش پرداختهاند، سپس از حدود و حقائق و شروط و تأويلهاى ايمان باخبر شده و بدان پى بردهاند. سدير گفت: اى زاده پيامبر تاكنون تعريف ايمان را بدين صورت از شما نشنيده بودم! فرمود: آرى اى سدير، هيچ بندهاى را نرسد كه از ماهيّت ايمان سؤال كند تا آنكه بفهمد ايمان به چه كسى است، سدير گفت: اى زاده پيامبر اگر مايل باشيد گفته خود را شرح و تفسير بفرمائيد، امام ٧ فرمود: آن كس كه پندارد خدا را با خيالات قلبى مىشناسد او مشرك است، و هر كس كه ادّعا كند خداوند را به اسم مىشناسد نه به معنى، با اين كار اعتراف بسخنى ناپسند[١] كرده است زيرا اسم؛ حادث است، و هر كس كه گمان كند اسم و معنى را با هم مىپرستد با اين كار براى خداوند شريكى قرار داده، و هر كس كه پندارد معنى را با نشانه و صفت مىپرستد نه با درك و فهم؛ حواله به چيزى دور از ذهن كرده است، و هر كس ادّعا كند كه صفت و موصوف را
[١] يعنى پنداشتن آغاز و شروع براى خداوند كه همان حدوث است.