تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٣٥ - نامه آن حضرت
بر آنان ستم نرود- انعام: ١٦٠»، و نيز فرموده: يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ: «روزى كه هر كس هر كار نيكى كه كرده حاضر يابد و هر كار بدى كه كرده؛ دوست دارد كه كاش ميان او و كارهاى بدش جدائى دورى بود! خدا شما را از [نافرمانى] خويش بيم مىدهد- آل عمران: ٣٠»، و نيز فرمود: الْيَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ: «امروز هر كس بدان چه كرده است پاداش داده شود، امروز هيچ نوع ستمى نيست- مؤمن: ١٧»، پس اينها آيات محكمى بود كه «جبر» و معتقدان بدان را ردّ مىكند، و نظير و مانند آن آيات در قرآن بسيار است- و ما آن را مختصر ساختيم تا مايه طولانى شدن كتاب نشود، و توفيق با خدا است[١] و امّا آن تفويض كه امام صادق ٧ آن را باطل ساخته، و معتقدان و پيروانش را خطاكار دانسته اين عقيده است كه: «خداوند اختيار امر و نهى خود را به بندگان سپرده، و سر خود رهايشان ساخته»، و در اين مورد گفتارى دقيق براى جويندگان فهم و دقّت نهفته است، و اين [گفتار] را امامان هدايت يافته از عترت پيامبر عليهم السّلام بيان داشتهاند، ايشان عليهم السّلام فرمودهاند: «اگر خدا اختيار بندگان را از سر اهمال و سهل انگارى به خودشان سپرده بود، بايد انتخاب آنان را [هر چه باشد] پذيرفته، و بسبب آن مستحقّ ثواب گردند، و [زمانى كه خودسرى و اهمال حاصل شود] ديگر بر جنايتى كه كنند هيچ عقوبتى نباشد». و دو معنى از اين گفتار بر مىآيد: ١- اينكه بندگان بر خدا شوريدهاند و بناچار او را مجبور به قبول اختيار توسّط رأى و نظرشان ساختهاند كه در اين صورت- چه نخواهد و چه بخواهد- وهن و سستى خدا لازم آيد، ٢- اينكه خداوند جليل و عزيز از وادار نمودن آنان به امر و نهى- چه نخواهند و چه بخواهند- درمانده و عاجز است، از اين رو امر و نهى خود را بديشان سپرده و بر وفق مرادشان امضاء نموده، آنگاه از وادار نمودن ايشان به خواست خود وامانده، بهمين خاطر اختيار كفر و ايمان را به خودشان واگذاشته است، و مثال آن «بمانند مردى است كه بردهاى خريده تا بدو خدمت كند و قائل به مقام سرپرستى او باشد و از دستورات و فرامين او نيز پيروى نمايد، و صاحب برده مدّعى است كه قاهر است و عزيز و حكيم، پس غلامش را امر و نهى ميكند، و به او- در صورت پيروى از دستورش- وعده ثواب بزرگ داده، و نيز در صورت
[١] بنظر مىرسد كه جمله ميان دو تيره از مؤلّف كتاب باشد.