تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦٩ - فرمايشات رازگونه خداوند عزيز و جليل - با موسى بن عمران
ديگر با اين وضع چگونه چشمها بخواب مىرود؟ يا چگونه مردمى- اگر نبود تداوم در غفلت و پيروى شهوات- خوشى زندگى را درمىيافتند؟ و همين براى بيتابى صدّيقان بس! ٢٤- اى موسى، به بندگانم امر كن هر چه هستند [حقير يا عزيز] مرا بخوانند، با اعتراف به اينكه: منم مهربانترين مهربانان، پاسخگوى درماندگان، آرى منم كه آسيب و گزند را برطرف سازم، و زمانه را تغيير دهم، و رفاه آورم، و از اندك قدردانى كنم، و به بسيار پاداش بخشم، و تهيدست را توانگر سازم، و منم آن هميشه جاودان، با عزّت و توانا، پس به هر خطا كارى كه بتو پناهنده شد و پيوست بگو:
خوش آمدى، و به بهترين آستانه كه درگاه پروردگار جهانيان است واردشدهاى، و براى آنان طلب آمرزش كن، و [برايشان] چون يكى از آنان باش، و بدان فضيلتى كه بتو ارزانى داشتم بر آنان تكبّر مكن، و آنان را بگو كه از فضل و رحمتم از من درخواست كنند، زيرا كسى جز من مالك آن نيست، و منم دارنده فضل بزرگ[١]، پناهگاه خطاكاران، و همنشين درماندگان، و آمرزش خواه گنهكاران، براستى تو در نزد من جايگاهى پسنديده دارى، پس با دلى پاك و زبانى صادق مرا بخوان، و همان گونه كه تو را دستور دادم عامل باش، فرمانم را اطاعت كن، و بدان چه آغازش از تو نبوده بر بندگانم تكبّر مكن، و به من تقرّب جوى، چون كه من بتو نزديكم، زيرا من از تو چيزى نخواستم كه سنگينى و نقل آن تو را آزار دهد، تنها از تو خواستم مرا بخوانى تا پاسخت گويم، و درخواست كنى بتو ارزانى دارم، و بدان چه تأويلش را از من گرفتهاى و كمال تنزيلش بر من است [بمن] تقرّبجوئى.
٢٥- اى موسى، به زمين بنگر كه بزودى گور تو خواهد شد، و ديدگانت را به آسمان بالا بر زيرا آن ملك بزرگى است (كه از آن عظمت مالك و سازندهاش درك مىشود)، و تا وقتى كه در اين سرائى بر خويشتن گريه كن، و از نابودى و مواضع هلاكش بهراس، و مبادا آرايش و شكوه زندگى دنيا تو را بفريبد! نه زير بار ستم رو و نه ستمگر باش، زيرا من تا زمانى كه ستمگر را مغلوب به ستمديده سازم در كمين او هستم.
[١] ترجمه بر اساس كتاب روضه كافى اين گونه است:« من دارنده فضل بزرگم، خوشا بحالت اى موسى كه پناهگاه خطاكارانى- تا آخر حديث».