تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٢٧ - فرمان أمير مؤمنان
خراج و خراج دهندگان بهبودى ديگران نهفته است.
و هرگز ديگران جز با صلاح و بهبودى خراج دهندگان به صلاح و آسايش دست نخواهند يافت. زيرا مردم همگى عيال و نان خور خراج و خراجگزاران مىباشند. و بايد نظر و اهتمام تو به آبادانى آن سرزمين بيش از گرفتن خراج آن باشد، زيرا خراج جز با آبادانى بدست نيايد و شرط رسيدن به بهرهبردارى آبادانى است، امّا كسى كه گامى در راه آبادانى برنداشته بطور يقين بداند كه كشور را به تباهى مىكشاند و بندگان خدا را به هلاكت مىرساند، و خودش هم جز مدّتى كوتاه بر سر كار نمىماند. خراج دهندگان را از هر نقطه از سرزمينت گرد آور و به آنان دستور ده تا گزارش وضعيت شهرشان را داده و تو را از مصالح امور و راحتى و راهگشائى خراجشان مطّلع بسازند، سپس از افراد متخصّص ديگر نيز بپرس، و اگر روزى به عللى از قبيل نرسيدن آب به رودخانهها و جويها (خشك شدن چشمهها) و يا دگرگونى زمين در اثر آب گرفتن و فساد بذرها، و يا تشنگى بسيار براى زراعت، و آسيب ديدن آن به وسيله آفات گوناگون، از سنگينى خراج به تو شكايت آوردند، در اين صورت خراج را به مقدارى كه اميد آن دارى كه خداوند كارشان را اصلاح فرمايد كم كن، و چنانچه براى اصلاح امورى كه با اموال خود قادر به انجام آن نيستند درخواست كمك يا وامى كردند به درخواستشان جامه عمل بپوشان، زيرا اين كمك تو به آنان سرانجامش خير است. و مبادا اين تخفيف بر تو گران آيد، زيرا كه آن ذخيرهاى است كه آنان بالاخره آن را در آبادانى كشورت و آراستن حكومتت بكار مىبندند، همراه با دستيابى به دوستى و محبّت و خوشبينى و خيرخواهى آنان مىباشد و به آنچه كه خداوند بدان جلبشان را آسان نموده است.
زيرا خراج به زور و زحمت ستانده نشود، هر چند كه اين خود قراردادى است كه در صورت بروز هر حادثهاى مىتوان روى آن حساب كرد، و تو ميتوانى با تقويت آنان از ما زاد نيرويشان استفاده كنى، چرا كه راحتى و اعتماد آنان را ذخيره كردهاى، به جهت اينكه ايشان را به عدالت و مهربانى خود عادت دادهاى، و آنان عذر تو را در پيشامدى كه رخ داده و به آنان تكيه كردى دريافته و با خوشدلى پذيرا خواهند شد. آرى، تا وقتى كه اصلاحات و آبادانى ادامه دارد رعيّت هم در برابر هر چيزى كه به ايشان تحميل كنى با خوشى تاب مىآورند، ولى آنچه كه مسلّم و قطعى است ويرانى و تباهى زمين به جهت تنگدستى صاحبان آن است، و بيچارگى و فقر آنان همانا زائيده اسراف زمامداران، و بدگمانيشان به بقاى حكومت آنان، و عدم