تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٢٧ - سخنانى كوتاه از امام حسين
٣- مردى در نزد آن حضرت ٧ گفت: احسان و نيكوكارى در غير اهلش هدر رود، فرمود: اين گونه نيست، بلكه احسان همچون بارش باران است كه به خوب و بد مىرسد.
٤- خداوند در مقابل گرفتن توان افراد؛ بار طاعت خويش از دوششان بر گيرد، و قدرت هر فردى را كه برگيرد تكليف از او بردارد.
٥- مردمى خدا را به چشمداشتى پرستيدند، اين پرستش تاجران است، و گروهى او را از روى ترس عبادت كردند، و اين عبادت بردگان است، و گروهى وى را براى سپاس و شكر پرستيدند و اين پرستش آزادگان است، كه از برترين نوع عبادت است.
٦- مردى پيش از هر سخنى بدان حضرت گفت: حالت چطور است؛ خدا تو را سلامت بدارد، آن حضرت بدو گفت: سلام بر هر سخن مقدّم است، خداوند سلامتت دهد، سپس فرمود: به هيچ كس تا سلام نكند اجازه ورود مدهيد.
٧- اگر خداى سبحان بخواهد تدريجا بندهاى را غافلگير كند، نعمت بسيارش دهد و توفيق شكرگزارى از او برگيرد.
٨- آن حضرت ٧ طى نامهاى به عبد اللَّه بن عبّاس- هنگامى كه عبد اللَّه بن زبير او را به يمين تبعيد كرد- فرمود[١]: امّا بعد؛ شنيدهام كه ابن زبير تو را به طائف تبعيد ساخته، اميدوارم كه خداوند بدين سبب آوازهات را بلند سازد و گناه تو بريزد، و جز اين نيست كه افراد صالح گرفتار شوند (گرفتارى از آن صالحان است) و اگر چنين بود كه تنها در آنچه دوست دارى اجر و پاداش مىبردى، پاداش تو كم و اندك مىگشت، اميدوارم كه خدا صبر و پايدارى در گرفتارى، و سپاسگزارى به هنگام آسايش و رفاه را براى ما و شما بخواهد، و هيچ دشمن حسودى را به جهت [مشكلات] ما و تو شاد نسازد (يعنى: اميدوارم ما و شما را
[١] نسبت اين نامه به امام حسين ٧ نادرست است، زيرا ماجراى تبعيد عبد اللَّه بن عبّاس به طائف پس از شهادت آن حضرت ٧ بوقوع پيوست. و ظاهرا اين نامه از جانب حضرت سجّاد على بن الحسين ٧ بوده، و ناسخ در نگارش« على بن الحسين» دچار سهو شده و با تقديم و تأخير نام« حسين بن على» را مكتوب داشته است. و ديگر آنكه ابن عبّاس توسّط ابن زبير به طائف تبعيد و در همان جا وفات يافت، نه« يمن»، و ظاهرا نسخه تصحيف شده است.