تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١٨ - سخنانى كوتاه از امام رضا
١٩- و احمد بن نجم از آن حضرت پرسيد: خودبينى و عجبى كه موجب تباهى عمل مىشود چيست؟ فرمود: عجب و خودبينى درجاتى دارد: يكى از آنها كردار زشتى است كه به نظر بنده جلوه كند و آن را خوب پندارد، و بخود ببالد و پندارد كار خوبى مىكند، و ديگر از درجات آن اينكه به پروردگار خود ايمان آورد و بواسطه آن بر خدا منّت گذارد، و حال اينكه خدا را در اين باره بر او منّت است.
٢٠- فضل گويد: به آن حضرت ٧ عرض كردم: يونس بن عبد الرّحمن معتقد است كه معرفت خداوند اكتسابى است (يعنى: از راه سعى و كوشش بدست مىآيد)، فرمود: خير، خطا كرده، خداوند ايمان را به هر كس كه خواهد ارزانى دارد، پس در برخى از ايشان پابرجا و استوار مىدارد، و نزد بعضى ناپايدار و عاريت. در نتيجه ايمان استوار آن است كه هرگز خدا از او نگيرد، ولى ايمان ناپايدار و عاريت آنست كه به بنده عطا گردد، و سپس از او ربوده شود.
٢١- و صفوان بن يحيى گويد: از حضرت رضا ٧ پرسيدم: آيا بندگان در معرفت و شناخت دخالتى دارند؟ فرمود: خير، گفتم: آيا در آن اجر و پاداشى دارند؟ فرمود: آرى، خداوند به فضل خود ايشان را معرفت بخشد، و به فضل خود نيز بديشان راه صحيح را بنمايد[١] ٢٢- فضيل بن يسار گويد: از آن حضرت ٧ پرسيدم: آيا افعال و كارهاى بندگان مخلوق است يا غير مخلوق؟ فرمود: بخدا سوگند كه آنها مخلوق است- منظور آن حضرت خلق تقدير بود نه خلق تكوين-. سپس فرمود: بىشكّ ايمان يكدرجه از اسلام برتر است، و پرهيزگارى يكدرجه از ايمان برتر، و هيچ چيز افضل و برتر از باور و يقين به فرزندان آدم داده نشده است.
٢٣- و از آن حضرت ٧ پرسيدند: بهترين بندگان خدا چه كسانند؟ فرمود:
آنان كه چون نيكى كنند شاد و خرسند شوند و چون كار زشت از ايشان سرزند استغفار و طلب آمرزش كنند، و هر گاه عطا شوند حقّشناسى و شكرگزارى كنند، و چون گرفتار شوند پايدارى نمايند، و چون به خشم آيند گذشت كنند.
٢٤- از او پرسيدند: حدّ و اندازه توكّل چيست؟ فرمود: از هيچ كس جز از خدا نترسيدن.
[١] بنظر ميرسد كه لفظ« صواب» تصحيف:« ثواب» باشد، و سياق كلام نيز حكايت از آن دارد.