تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١٧ - سخنانى كوتاه از امام رضا
١٣- هر كس را در حضور با كنيه ياد كن و در غيابش با اسم.
١٤- دوست هر كس خرد و عقل او است و دشمن او جهل و نادانيش.
١٥- مهرورزى و محبّت با مردم نيمى از عقل و خرد است.
١٦- خداوند پرگوئى و تلف مال و بسيارى درخواست و اظهار حاجت را دشمن مىدارد.
١٧- عقل هيچ فرد مسلمانى كامل نگردد تا برخوردار از ده خصلت شود: ١- به خير او اميد باشد، ٢- و از شرّش ايمنى، ٣- خوبى و خير ديگران را بسيار شمارد، ٤- و خير بسيار خود را اندك و ناچيز، ٥- نه از مراجعه نيازمندان به خود خسته شود، ٦- و نه در طول عمر از طلب و تحصيل علم و دانش ملول و خسته گردد، ٧- فقر در راه خداوند از توانگرى در غير راه حقّ، ٨- و خوارى در راه حقّ از سربلندى در راه دشمن خدا نزد او محبوبتر است، ٩- نزد او؛ گمنامى از شهرت مطلوبتر است، سپس آن حضرت ٧ افزود: دهم و چه دهمى؟
پرسيدند: آن چيست؟ فرمود: كسى را نبيند جز آنكه گويد: او از من بهتر و پرهيزگارتر است، همانا مردمان [در نزد او] دو دستهاند: يكى بهتر و پرهيزگارتر از او، و ديگرى بدتر و پستتر از او، پس چون با بدتر و پستتر از خود برخورد كند گويد: شايد نيكى و خيرش در باطن است، كه آن بخير او است، و خير و خوبى من آشكار است كه آن به شرّ من است. و هر گاه با كسى كه از او بهتر و پرهيزگارتر است برخورد كند در برابرش تواضع نمايد تا بدو ملحق گردد، پس هر گاه چنين كند مجد و بزرگواريش بالا گيرد و خيرش پاك و دلپسند، و نامش نيكو شود، و آقا و سرور مردم عصر خود گردد.
١٨- و مردى از آن حضرت ٧ در باره اين آيه سؤال كرد: وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ: «هر كس كه بر خدا توكّل كند، خدا او را كافى است- طلاق:
٣»، فرمود: توكّل بر خدا درجاتى دارد: يكى اين است كه در تمامى امور مربوط به تو هر چه در بارهات كند به او اعتماد كنى، و هر چه با تو كند راضى باشى و بدانى كه او از هيچ خير و رعايتى در بارهات كوتاهى نكرده، و نيز بدانى كه حكم و فرمان در اين جهت با او است، بنا بر اين با واگذارى امورت بخدا بر او توكّل كن، و يكى از اين امور اعتقاد و ايمان به غيب و امور پنهانى خدا است، همان كه دانش و فهم تو قدرت درك آن را ندارد، پس مىبايد كه علم آن را به او و به امنايش واگذارى، و در مورد آن امور پوشيده و غير آن بدو اعتماد داشته باشى.