آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٠ - فهرست موضوعات
صاحب لؤلؤتى البحرين عجيب است، زيرا تصوّفى كه به اين بزرگان دين نظير ابن فهد و ابن طاوس و خواجه نصير الدين طوسى و شهيد ثانى و شيخ بهائى و امثال ايشان نسبت مىدهند، جز انقطاع به خالق جلّ شأنه و جدايى از خلق و زهد در دنيا و فنا در دوستى حق سبحان و امثال آن چيزى نيست، و اين نهايت مدح بزرگان است، ....
و از سيد جمال الدين بن اعرج عميدى در تتمّه كتاب رجال، از سيد نقيب بهاء الدين ابى القاسم على بن عبد الحميد نيلى نسّابه در مورد مؤلف چنين آمده است: ابن فهد يكى از مدرسين مدرسه زعنيه در حلّه سيفيه و از دانشمندان و اهل خير و صلاح و بخشش و بزرگوارى است از من اجازه (نقل حديث) خواست به او اجازه مصنفات و روايات خود از مشايخ و رجالم را دادم و در تكملة الرجال، مؤلّف گرانقدر شيخ عبد النبى كاظمى ساكن جبل عامل- كه كتابش به عنوان حاشيهاى بر نقد الرجال است. فرمود: «احمد بن فهد» مجلسى در تعليقه اى كه به خط خود بر كتاب زده، نوشته: شيخ عالم زاهد ابو العباس احمد بن فهد حلّى از شيخ ابى الحسن على بن خازن، شاگرد شهيد سعيد، محمد بن مكى روايت مىكند. وى مردى زاهد، مرتاض و عابد بود و به تصوّف ميل داشت. و در زمان ميرزا اسپند تركمانى والى عراق با جماعتى از مخالفين مذهب خود مناظره كرد، و ايشان را مغلوب نمود و همان سبب شيعه شدن والى مذكور گرديد و خطبه را به نام ائمه معصومين : زينت داد، و سكه به نام ايشان : زد پايان.
و در مجالس المؤمنين نظير همين سخنان آمده فرمود: شيخ زاهد ابو العباس احمد بن فهد حلى، شاگرد شيخ فاضل ابو الحسن على بن خازن حائرى كه خود شاگرد شيخ سيد سعيد محمد بن مكى است.
مرحوم ابن فهد صوفى مرتاض و داراى ذوق و حال بود، و مجادلات و مناظرات فراوانى با مخالفان مذهب خود (اهل تشيع) داشته، و در زمان ميرزا اسپند تركمان كه والى عراق بود، در مجلس وى، متصّدى اثبات مذهب شيعه و ابطال غير آن گرديد، و بر همه علماى عراق كه اغلب ايشان در آن مجلس بودند، و مخالف او بودند، غالب آمد. و ميرزاى مذكور به مذهب تشيع درآمد و سكّه به نام امير المؤمنين و اولاد طاهرين او يعنى ائمه يازدهگانه زد و خطبه به نام ايشان : خواند.
مجلسى در تتمه كلام سابق خود روايت مىكند كه: مرحوم ابن فهد شبى حضرت