آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٨٦ - توكل
مىبخشد و نه مىتواند منع كند و اينكه بنده، از مخلوقها مأيوس شود، و وقتى بنده اين گونه شد براى هيچ كس جز خدا كار نمىكند و قلبش منحرف نمىشود و جز از خدا نمىهراسد و به احدى غير از خدا طمع نمىكند اين معناى توكل است. فرمود: گفتم اى جبرئيل! تفسير صبر (٢١) چيست؟ عرضه داشت در سختى صبر كند، چنان كه در بىنيازى صبر مىكند و در تنگدستى صبر كند چنان كه در بىنيازى صبر مىكند و در سختى صبر كند چنان كه در عافيت صبر مىكند و در بلاهاى وارده در نزد مخلوق از خالقش شكايت نكند. گفتم پس تفسير قناعت چيست؟ عرضه داشت آنچه از دنيا به او مىرسد قانع باشد. با كم قانع شود و براى اندك شكرگزار باشد. گفتم پس تفسير رضا چيست؟ گفت: طورى راضى باشد كه بر آقاى خود خشمناك نمىشود چه براى برسد و يا نرسد، نفسش با عمل اندك راضى نشود گفتم اى جبرئيل! تفسير زهد چيست؟ عرضه داشت: زاهد آنچه را كه خالقش دوست دارد دوست مىدارد و آنچه را كه خالقش دشمن دارد، دشمن دارد از حلال دنيا كناره مىگيرد و به حرامش توجهى ندارد، زيرا حلال دنيا حساب دارد و حرامش عقاب و به همه مسلمانان رحم مىكند چنان كه بخود رحم مىنمايد و از كلام در امورى كه بكارش نمىخورد دورى مىجويد، چنان كه از حرام دورى مىكند و از پر خورى مىپرهيزد چنان كه از مردار بسيار بد بو دورى مىكند و از متاع دنيا و زينت آن دورى مىجويد چنان كه از آتش دورى جويد و آرزوهاى خود را كوتاه مىكند و مرگش پيش چشمانش مىباشد. گفتم اى جبرئيل! تفسير اخلاص چيست عرضه داشت: مخلص آن است كه از مردم چيزى نخواهد تا آنكه خود بيابد و وقتى يافت راضى مىشود و وقتى در نزد او چيزى باقى ماند آن را به خاطر خداى مىبخشد سپس اگر از مخلوق نخواهد پس عبوديت الهى را اقرار كرد و وقتى يافت و راضى شد پس او از خدا راضى است و خداى تبارك و تعالى از او راضى است و وقتى خداى تعالى به او عطا كرد پس شايسته آن بود. گفتم پس تفسير يقين چيست؟ عرضه داشت: با يقين كسى است كه طورى براى خدا كار مىكند مثل اينكه او را مىبيند و اگر او خدا را نمىبيند خدا او را مىبيند و يقينا مىداند كه اگر چيزى به او رسيد نمىتوانست نرسد و اگر چيزى به او نرسيد نمىتوانست به او برسد و همه اينها شاخههاى توكل و راههاى زهدند.
خداى تو را رحمت كند به زيبايى اين حديث نگاه كن و به فوايد آن بنگر و فرمود: كه صبر و قناعت و رضا و زهد اخلاص و يقين از امور منشعب از توكّل هستند و همين مدح، توكل را كافى است سپس در تعريف توكل فرمود: مخلوق نه ضررى مىرساند و نه نفع مىدهد و نه مىبخشد و نه مىتواند منع كند و متوكل از مردم مأيوس است.