آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٧١ - آگاهى(علم و عمل قرينند)
مىبينى به خاطر آن است بلكه آسمانها و زمين و خلايق در آن، به خاطر آن است و همين مطلب از تفكر در دو آيه زير بدست مىآيد يكم: اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً[١] خدا آن كسى است كه هفت آسمان را آفريد و مانند آن آسمانها از (هفت طبقه) زمين خلق فرمود و امر نافذ خود را در بين هفت آسمان و زمين نازل كند تا بدانيد كه خدا بر هر چيزى توانا و به احاطه علمى بر همه امور آگاهست همين آيه در دلالت بر شرافت علم به ويژه علم توحيد كافى است.
آيه دوم: ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ:[٢] جنّ و انس را جز براى عبادت خلق نكردم.
و همين آيه دليل بر شرافت عبادت است و سزاوار است كه بنده جز به اين دو اشتغال نورزد و زحمت جز براى آن دو نكشد، و جز در آن دو فكر نكند و ديگر فعاليتها پوچ و بىنفعند و لغو و بىنتيجهاند و حال كه اين را فهميدى در مىيابى كه علم شريفتر و افضل از عمل است.
پيامبر ٦ فرمود: خداى فضل علم را از فضل عمل بيشتر دوست دارد. و آن حضرت فرمود:
فضل عالم بر عابد مثل فضل ماه بر جميع ستارگان در شب بدر است.
و پيامبر ٦ فرمود: اى على! خواب عالم بهتر از عبادت عابد است اى على! دو ركعت نمازى كه عالم مىخواند بهتر از هفتاد ركعتى است كه عابد مىخواند و آن حضرت ٦ فرمود:
اى على! يك ساعت دانشمند كه در جاى خود نشيند و در علم فكر كند بهتر از عبادت هفتاد ساله است و نگاه به صورت عالم عبادت مىباشد، بلكه نگاه به در خانه عالم عبادت است. و از على ٧ روايت شده كه فرمود: نشستن يك ساعت در نزد علما بهتر است نزد خدا از عبادت هزار سال و نظر به عالم نزد خدا از يك سال اعتكاف در خانه خدا بهتر است و خداوند زيارت دانشمندان را از هفتاد طواف خانه خدا دوستتر دارد و زيارت علما بهتر از هفتاد حج و عمره نيكوى مقبول است و خداى تعالى كسى را كه زيارت عالم كند هفتاد درجه بالا مىبرد و رحمت را بر او نازل مىكند و ملايكه شهادت مىدهند كه بهشت بر او واجب شد (١٦) ولى عالم علاوه بر علم بايد عبادت كند و الّا علم او بيهوده و هباء منثورا مىگردد، زيرا دانش بسان درخت و عبادت بمنزله ميوه است شرافت از درخت است زيرا درخت اصل است ولى انتفاع از درخت به ميوه آن است و اگر درخت ميوهاى نداشته باشد شرافتى ندارد و شايسته سوزانيدن است بنا بر اين
[١] - ٦٥/ طلاق، ١٢.
[٢] - ٥١/ ذاريات، ٥٦.