آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٥٩ - سليمان و آصف برخيا
تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ: من تخت او را مىآورم قبل از آنكه از تخت خود يعنى مجلسى كه در آن قضاوت مىكنى برخيزى (يعنى مجلسش تمام شود) و مجلس حضرت سليمان از صبح تا ظهر طول مىكشيد. «و انّى عليه لقوىّ امين»: و من قوت برآوردن تخت او دارم و بر طلاها (و زينتهاى آن) امين هستم. «فقال سليمان». سليمان فرمود: من سريعتر از آن مىخواهم قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ[١] آن كسى كه مقدارى از كتاب در نزد او بود يعنى آصف بن برخيا كه وزير حضرت سليمان و پسر خواهر او و مردى صديق بود كه اسم اعظم را مىدانست يعنى اسمى را كه وقتى خوانده شود خداى جوابش را مىدهد عرضه داشت: «انا آتيك به قبل ان يرتدّ طرفك»: من به يك چشم بهم زدن تخت بلقيس را مىآورم. گفتند: معناى اين عبارت اين است كه يعنى قبل از آنكه كسى كه به اندازه چشم انداز تو از تو دور است به تو برسد و گفته شده معنايش اين است كه قبل از بازگشت پلك تو به خاطر خستگى مىآورم.
پس معناى اين عبارت اين است كه: سليمان چشمش را باز كرد و تا نهايت نگاه كرد و ادامه داد و قبل از آنكه چشمش خيره گردد و بهم بيافتد تخت بلقيس آمده بود. كلبى گويد آصف به سجده افتاد و به اسم اعظم الهى از خدا درخواست كرد و تخت به زمين فرو رفت و در جلوى سليمان سبز شد گفتند: در آنجا كه تخت بود زمين شكافته شد و جلوى سليمان از زمين بيرون آمد و گفته شده كه زمين براى تخت در هم نورديده شد. و اين از امام صادق ٧ هم روايت شده و گفته شد: آن اسم همان اللَّه و اسم بعدى كه بعد از اللَّه مىآيد رحمان است و گفته شده آن اسم «يا حىّ يا قيّوم است كه در زبان عبرى آهيا شراهيا (هستم كه هستم) است.
گفته شده آن اسم يا ذا الجلال و الاكرام است. و گفته شده: «يا الهنا و اله كل شىء إلها واحدا و لا اله الا انت» است.
و روايت شده خصوصيات الفاظ در اجابت دعا مؤثرند و ادعيهاى براى حاجتهاى مخصوص آمده مثل روايتى كه از امام صادق ٧ در مورد كسى كه ده بار بگويد: يا اللَّه يا اللَّه به او گفته مىشود: لبّيك بنده من حاجت خود را بگو، به تو داده مىشود. و نظير آن روايتى است كه در مورد كسى كه ده بار يا ربّاه يا ربّاه بگويد آمده است. چنان كه در مورد يا رب نيز چنين است. و نظير آن يا سيداه يا سيداه است. و نيز روايت شده كه هر كس در سجود خود سه بار بگويد يا اللَّه يا رباه يا سيداه همان جواب مذكور را به او مىدهند.
و نمونه ديگر روايت سماعه است. سماعه گفت ابو الحسن ٧ به من فرمود: اى
[١] - ٢٧/ نمل، ٤٠.