آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٦٤ - يادداشتهاى باب پنجم
دود آلود كه از آتش شهوات ظلمانى متراكم برخاسته نفس مىكشد بنا بر اين چارهاى و خلاصى ندارد مگر آنكه به خدا پناه ببرد و از وى خلاصى جويد و حفظ خودش را از اين دشمنان بخواهد.
در بعضى روايت استفاده از نفس و شياطين آمده و بيشتر تكيه بر آن دشمنان است گرچه شر از ما خلق الله و شر از ناس در بسيارى از روايت آمده ولى عمده دشمن انسان كه دشمن خانگى است نفس وى مىباشد كه گندم اعمال چهل ساله را به يغما برده لذا ابتدا از نفس استعاذه به خدا مىجويم و آنچه از جلو و پشت سر مىآيد علت اينكه ابتدا جلو را ذكر كرد زيرا دشمن قوى از جلوى روى مىآيد و دشمن ضعيف از پشت سر.
مرآة العقول شماره ٧٩ ص ٢٥٣ سطر ١٢:
مراد از آويزه عرش بودن چيست؟ شايد كنايه از تنزه و ترفع از زشتى گناهان باشد يا مراد ملايكه موكل به اين آيات باشد كه در عرش بودند يا ارواح حروفاند كه در آنجا هستند و حق اين است كه اين امور از اسرار علوم و مشكلات حكمتهاى ائمه مىباشد و مكلف به تصديق اجمالى آنها هستيم و مكلف به جستجوى از حقايق آنها نيستيم.
مرآة العقول ج ١٢ شماره ٨٠ ص ٢٦٠ سطر ٥:
ورع چهار درجه دارد:
اول: ورع توبهكاران و آن ورعى است كه ايشان را از فسق بيرون مىآورد و اين ورع مصحح شهادت (در محاكم و امثال) آن مىباشد.
دوّم: ورع صالحان كه آن اجتناب از شبهات مىباشد ترس آنكه در محرمات نيافتند.
سوّم: ورع متقين و پرهيزگاران و آن ترك مباح ترس آنكه مبادا به حرام بيفتد مثل ترك سخن از احوال مردم مبادا كه به غيبت منجر شود.
چهارم: ورع سالكين و آن رويگردانى از غير خداست ترس از آنكه ساعتى عمر خويش را بيهوده