آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٢١ - يادداشتهاى باب دوم
حضرت امام صادق ٧ وارد شدم به من فرمود: اى حفص! من به معلّى امر كردم مخالفت دستورم را كرد روزى من به معلى نگاه كردم او را ناراحت و غمگين ديدم گفتم اى معلى به نظر مىرسد كه به ياد اهل و خانوادهات افتادى گفت: بله، گفتم: نزديك شو نزديكم شده و به صورتش دست كشيدم گفتم: خود را در كجا مىبينى؟ گفت: خود را پيش اهل بيت خودم مىبينم و اين زن من است و اينها فرزندان منند او را واگذاشتم تا از آنها ديدار كند و از وى در پرده شدم تا با اهل خود جمع شود آنگاه به وى گفتم: نزديكم شو نزديكم شد و صورتش را دست كشيدم گفتم: خودت را كجا مىيابى؟ گفت: خودم را در مدينه با تو مىبينم بعد به ايشان گفتم: اى معلّى! ما سخنانى داريم كه هر كس آن را نگهدارى كند، خدا او را بر دين و دنياى خود حافظ گرداند، اى معلّى! به خاطر سخنان و اسرار، خود را در دست مردم اسير نكنيد كه اگر خواستند به شما امان دهند و اگر خواستند شما را بكشند اى معلى! هر كس اسرار ما را كتمان كند خداى تعالى آن را نورى بين دو چشم وى قرار مىدهد و در بين مردم او را نيرومند مىكند و هر كس اين گونه احاديث ما را فاش سازد نميرد مگر آنكه تيزى سلاح را بچشد يا در زنجير بميرد اى معلّى تو كشته خواهى شد آماده باش. ابى بصير مىگويد: وقتى سخن از معلّى بن خنيس شد حضرت امام صادق ٧ مىفرمود: اى ابا محمد! سخنى را در مورد معلى با تو مىگويم آن را كتمان كن عرضه داشتم: به چشم فرمود معلى به درجه ما نمىرسد مگر آنكه از داود بن على بچشد.
گفتم: از داود به او چه مىرسد؟ فرمود: او را دستگير مىكند و گردنش را مىزند و بدار مىآويزد.
گفتم: انا لله و انا اليه راجعون، فرمود: اين در سال آينده واقع خواهد شد وقتى كه داود بن على والى مدينه شد معلى بن خنيس را خواست و از شيعيان امام صادق پرسيد و گفت: آنها را براى من بنويس گفت: من كسى از شيعيان آن حضرت را نمىشناسم بلكه من كارهاى آن حضرت را انجام مىدهم و دوستى از آن حضرت نمىشناسم داود گفت آيا كتمان مىكنى اگر نگويى تو را مىكشم. معلّى گفت: آيا به كشته شدن مرا تهديد مىكنى به خدا قسم اگر زير قدم من باشند من قدمم را برنمىدارم و اگر مرا بكشى مرا سعادتمند مىسازى و خود بدبخت مىشوى.
و همان طور كه امام صادق ٧ فرموده بود شد كه هيچ به وى مهلت نداد.
شماره ١٣ ص ٦٧ سطر ١٨:
طبرسى ره در مجمع مىفرمايد:
مراد از ميتة السوء يعنى مرگ بد آنست كه انسان به هنگام مرگ در حالتى بد باشد مثلا در فقر