آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣١٣ - يادداشتهاى باب اول
مىكنم اگر بخواهم شاهد آن گفتار حق سبحان است كه فرمود: «فيكشف ما تدعون اليه ان شاء» اگر بخواهد درخواست آنها را برآورده مىسازد.[١] جواب دوم: مراد از اجابت، لازم اجابت است يعنى شنيدن كه لازمه اجابت مىباشد مراد است زيرا تا دعا شنيده نشود اجابت نمىشود سپس دعاى مؤمن را در همان لحظه اجابت مىكند ولى اعطاى حاجت را تاخير مىاندازد يا آنكه مؤمن دعا كند و وى صدايش را بشنود زيرا صداى مؤمن را دوست دارد.
سوم: اجابت دعا مشروط به اين است كه مصلحت و خير براى نيايشگر باشد زيرا حكيم مصلحت احوال بندگان را با مقتضاى شهوات آنها عوض نمىكند، چنان كه امام سجاد صلوات الله عليه فرمود: اى كسى كه وسايل، حكمت وى را دگرگون نمىكند» اين همانند سخن انسان كريمى است كه مىگويد فقيرى را رد نمىكنم: آنگاه فقيرى نادان بيايد و از وى چيزى را بخواهد كه وى مىداند او را مىكشد ولى فقير نمىداند يا آنكه كودكى نادان مارى را به خاطر نقش و نگار و نرميش بخواهد و نداند كه مار او را مىكشد و بىمبالاتى كند حكمت وجود اقتضا مىكند كه كريم خواسته آنها را برنياورد و اگر به ايشان بدهد خردمندان مذمتش مىكنند.
بنا بر اين وعده حكيم مشروط و منوط به مصلحت است.
اشكال: فايده دعا چيست؟ هر چه كه صلاح بندگان است از طرف حق سبحان مىآيد.
جواب: شايد در صورتى كه دعا كند اعطا و بخشش صلاح باشد و در صورت دعا نكردن اعطا صلاح نباشد.
بنا بر اين مطالب سه قسم شد.
اول: در همه حال مصلحت در اعطاست مثل روزى ضرورى و امثال آن.
دوم: به هيچ وجه مصلحت در دادن نيست.
سوم: با دعا اعطا مصلحت است و بدون آن مصلحت نيست.
اثر دعا در قسم سوم ظاهر مىشود و چون عموم مردم بين اين اقسام سهگانه تفاوت قايل نمىشوند لذا به طور عموم در آنجايى كه مصلحت ظاهر نبوده و منع عقلى يا عادى يا حرام نبوده باشد مأمور به دعا شدند تا آنكه قرب به خدا پيدا كنند و مثوبت يابند. و اگر مستجاب نشود نبايد مايوس شوند و بدانند كه خداى تعالى استجابت نكرد زيرا در آن مصلحت نبود با بعضى از شرايط دعا مختّل بود.
[١] - ٦/ انعام، ٤٠.