آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٠٨ - يادداشتهاى باب اول
شيرين است. هر چه آن خسرو كند شيرين بود.
مولانا مىگويد- دفتر اول بيت/ ٢٦٨٠
|
در بلا هم ميچشم لذّات او |
مات اويم مات اويم مات او |
|
در اين مرحله اگر هم سالك دعا مىكند چون حق سبحان امر فرمود كه دعا كنيد دعا مىكند زيرا براى خود خواستى غير از خدا نمىبيند بنا بر اين هرگز ايشان منكر دعا نيستند بلكه اقتضاى مقام رضا چنين است. بنا بر اين عدهاى از سلّاك راه ابديت در مقام گريه و زارى و دعا هستند، و عدهاى در مقام رضا پس حالات ايشان متفاوت است و هرگز تهافتى بين اين اخبار و عمل آنها نيست. مولوى در دفتر سوم بيت ١٩٠٨ مىگويد:
|
بشنو اكنون قصه آن رهروان |
كه ندارند اعتراضى در جهان |
|
|
ز اوليا اهل دعا خود ديگرند |
گه همى دوزند و گاهى مىدرند |
|
|
قوم ديگر ميشناسم ز اوليا |
كه دهانشان بسته باشد از دعا |
|
|
از رضا كه هست رام آن كرام |
جستن دفع قضاشان شد حرام |
|
|
در قضا ذوقى همى بينند خاص |
كفرشان آيد طلب كردن خلاص |
|
|
حسن ظنى بر دل ايشان گشود |
كه نپوشند از غمى جامه كبود |
|
|
هر چه آيد پيش ايشان خوش بود |
آب حيوان گردد ار آتش بود |
|
|
زهر در حلقومشان شكر بود |
سنگ اندر راهشان گوهر بود |
|
|
جملگى يكسان بودشان نيك و بد |
از چه باشد اين ز حسن ظن خود |
|
|
كفر باشد نزدشان كردن دعا |
كاى اله از ما بگردان اين قضا |
|
مرحوم سيد على خان مدنى مىفرمايد:[١] سؤال- آيا دعا با مقام رضا كه از بلندترين مقامات صديقين است منافات دارد؟
جواب- در صورتى منافات با رضا به قضاى الهى دارد كه انگيزه آن حظّ نفسانى باشد ولى اگر نيايشگر عارف بالله باشد و بداند كه هيچ كارى بدون مشيت و خواست وى صورت نمىگيرد و دعاى وى براى امتثال امر الهى در «ادعونى استجب لكم» و امثال آن باشد بدون آنكه مقصودش حظّ نفسانى باشد منافاتى بين دعا و رضا نيست.
[١] رياض السالكين، ص ٣٠، سيد على خان مدنى، چاپ سنگى.