آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٣٠٦ - يادداشتهاى باب اول
بنا بر اين با تكيه بر خدا روح آزاد مىگردد و جهان لا يتناهى را ميدان جولان خويش قرار مىدهد و با همه جهان آشتى مىكند و آنها را بيدار مىبيند:
|
كوهها هم لحن داودى كند |
جوهر آهن بكف مومى بود |
|
|
باد حمال سليمانى شود |
بحر با موسى سخندانى شود |
|
|
ماه با احمد اشارت بين شود |
نار ابراهيم را نسرين شود. |
|
|
خاك قارون را چو مارى دركشد |
استن حنانه آيد در رشد |
|
|
سنگ بر احمد سلامى مىكند |
كوه يحيى را پيامى مىكند |
|
|
ما سميعيم و بصيريم و خوشيم |
با شما نامحرمان ما خامشيم |
|
|
از جمادى عالم جانها رويد |
غلغل اجزاى عالم بشنويد |
|
|
فاش تسبيح جمادات آيدت |
وسوسه تاويلها نربايدت |
|
مثنوى دفتر سوم بيت ١٠٢٥ علت اينكه بايد تنها از خداى تعالى خواست، آن است كه چون حوادث از طرف خدا نوشته شده و تقدير مىشود، هيچ سببى از اسباب تاثير حقيقى ندارد پس غير خدا را نخوان و از غيرش كمك نخواه ولى از حق سبحان بخواه چون قدرت هميشگى و پادشاهى ثابت و اراده نافذ دارد و هر روز در كارى است به همين خاطر امام فرمود: اگر همه خلق كوشش كنند. و از اخبار دعا، به استفاضه وارد شده، كه دعا از قدر است و در اين حديث، اشكال يهود و ديگران پاسخ داده شده اشكال آنها اين است كه: يا حادثه مقدّر و مقضى است، و يا خير؟ در صورت اول وقوع آن ضرورى است و در صورت دوم محال است و در هر دو صورت، دعا، تاثيرى ندارد.
جواب: اگر فرض شود كه چيزى مقدر شده، ولى باعث نمىشود كه از اسباب وجود بىنياز باشد. و دعا نيز از اسباب و علل و حوادث است پس با تحقق علل معلول هم محقق مىگردد.
همين معناى سخن ائمه اطهار : است كه: دعا از قدر است و يا در بحار الانوار آمده است كه قضا را جز دعا بر نمىگرداند.
شماره/ ٢ ص ٢٢ سطر/ ١٧:
مراد از همراهى دعا و بلا آنست كه: خداى تعالى آن دو را ملازم قرار داده است تا آنكه بلا باعث دعا كردن شود، و دعا بلا را بازگرداند، مثل اينكه آن دو رفيق هستند، يا آنكه نرمى و لطف