آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٩٦ - ٨٨ - الباعث
توحيد كرامت داد و در ابتدا ايشان را بر توحيد خلق كرده: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها[١] كه خداى ايشان را بر آن فطرت خلق كرد و سخن رسول خدا ٦ «كلّ مولود يولد على الفطرة و انّما ابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه»: هر فرزند بر فطرت متولد مىشود و ثانيا پدر و مادرش او را يهود يا نصارى و يا مجوس مىنمايند. و سپس پيامبران را فرستاد و نور دين و هدايت را گسترانيد و ثالثا تحريض و ترغيب و ترهيب نمود رابعا امداد و الطاف و توفيق بر سعادت و كمك به آن نمود و نيز خداى تعالى است كه همه حيوانات را به مصالح ايشان راهنمايى مىكند و طلب روزى را به ايشان الهام مىنمايد و راه مسرت را به ايشان مىآموزد و اينكه چگونه از آفات و مضار دورى نمايند.
٨٤- الوفى:
به معناى آنست كه به عهد وفا مىكند و وعدهاش عمل مىشود.
٨٥- الوكيل:
متولى ما يعنى كسى كه به حفظ ما برپا خاست و همين معناى وكيل بر مال و ثروت مىباشد و گاهى به معناى معتمد و ملجا و توكل و اعتماد و التجا نيز مىآيد و گفتند يعنى كسى كه متكفل ارزاق بندگان است و مصالح ايشان را بر مىآورد و مىفرمايد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ[٢] يعنى در امور ما خوب كفيلى است امور را بر مىآورد.
٨٦- الوارث:
يعنى كسى كه همه ملكها و مالها بعد از فنا مالكان به وى مسترد مىگردد و خداى تعالى بعد از فناى همه خلق باقى است و املاك و مواريثشان، بعد از مرگ به خدا مىرسد.
٨٧- البرّ:
يعنى كسى كه بر بندگانش مهربان است و به ايشان نيكى مىكند و نيكىاش به همه خلق مىرسد و گاهى برّ به معناى صادق مىآيد چنان كه گويند «برّت يمين فلان» فلانى در سوگند راستگو است (قسم فلانى راست در آمد) و صدقت فلان و برّ، فلانى راست گفت.
٨٨- الباعث:
آنكه خلق را بعد از مرگ زنده مىكند و بعد از وفات باز مىگرداند و ايشان را
[١] - ٣٠/ روم، ٣٠.
[٢] - ٣/ آل عمران، ١٧٣.