آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٩٠ - ٦٣ - القابض
٦٠- القوى:
گاهى قوى به معناى قادر است يعنى كسى كه بر چيزى قوى است يعنى بر آن تواناست و معناى آن اين است كه او چون كسى است كه داراى همه قواست و هيچ گاه بر آن قوى ناتوانى راه نمىيابد و اين قوا غير قابل استيلاست پس او قوى است كه خستگى در آن راه ندارد و از كسى يارى نمىخواهد.
٦١- القريب:
يعنى كسى كه اجابت مىكند، خداى تعالى مىفرمايد: «و اجيب دعوة الداع» من درخواست دعاكننده را اجابت مىكنم. گاهى قريب به معناى عالمى كه از وسوسههاى قلوب آگاه است و بين او و بين قلوب پرده و مسافتى، نيست مثل سخن خداى عز و جل: وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ[١] ما به او از رگهاى گردن نزديكتريم پس او قريب است بدون آنكه تماسى بين ايشان برقرار باشد، و از خلقش جداست بدون آنكه راه و مسافتى بين او و خلقش باشد بلكه او در عين حال كه مفارق است مخلوط و مخالطت دارد و با ايشان مشابهت ندارد و لذا تقرب به خدا از راهها و مسافتها نيست، بلكه از جهت طاعت و حسن اعتقاد به خداست پس خداى تبارك و تعالى نزديك است و نزديكى او بدون نقل و انتقال است، زيرا نزديكى به او به طى مسافت نيست كه شخص به سوى او بالا رود. چگونه چنين چيزى ممكن است در حالى كه حق سبحان قبل از پايينى و بالايى و قبل از آنكه به صفت علو و دنو موصوف گردد موجود بود.
٦٢- القيوم:
يعنى قايم و دايم بدون زوال و گفته مىشود او قيم همه اشياست به اين معنا كه به همه رسيدگى كرده و رعايت همه چيز را مىكند نظير «قيوم»، «قيام» است و اين دو بر وزن «فعول» و «فيعال» از «قمت بالشى» مىباشد و اين جمله به هنگامى گفته مىشود كه خود متولى چيزى شدى و متولى نگهدارى و اصلاح و تدبير آن گرديدى. و در مثل گفتند: «ما فيها من ديّور و لا ديّار» در خانه احدى نيست.
٦٣- القابض:
به معناى كسى است كه ارزاق را به حكمت خود از فقرا مىگيرد (منع مىكند) و به لطف خويش ايشان را مبتلا مىكند تا آنكه صبر نمايند و به پاداش نفيس آن در آخرت برسند. و گفتند: القابض يعنى آنكه ارواح را به ميراندن مىگيرد. و نيز گفتند: القابض از قبض به
[١] - ٥٠/ ق، ١٦.