آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٨٩ - ٥٩ - القدوس
الْفاتِحِينَ[١] يعنى: خدايا بين ما و بين قوم ما قضاوت كن و تو بهترين قاضيانى و نيز معناى فتاح آن است كه روزى و رحمت را براى بندگانش مىگشايد و باز مىكند.
٥٦- الفالق:
آنكه ارحام را شكافت و حيوان از آن بيرون آمد و دانه و هسته را شكافت و گياه را از آن روياند و زمين را شكافت و راه را براى هر چه كه از زمين بيرون مىآيد باز كرد و اين معنا همان سخن حق تعالى است: وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ: قسم بزمين گياه روينده و گويند: «فلق الظّلام عن الصّباح و السّماء عن القطر: يعنى صبح را از تاريكى شكافت و قطره را از آسمان شكافت و «فلق» البحر لموسى فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ[٢]- دريا را براى موسى شكافت و دريا شكافته شد پس هر قسمتى مثل كوهى بزرگ گشت.
٥٧- القديم:
يعنى كسى كه بر همه اشيا به همه انحاى تقديم مقدم است، و وجودش اول ندارد و عدمى بر او سابق نيست.
٥٨- الملك:
يعنى كسى كه مملكت او تمام و جامع اصناف مملوكهاست و ملكوت ملك خداست و- ت- به آن اضافه شده است چنان كه در رهبوت و رحموت اضافه شده است عرب مىگويند «و رهبوت خير من رحموت» از تو بترسند بهتر از آن است كه بر تو رحم كنند.
٥٩- القدوس:
بر وزن فعول از قدس است و قدس به معناى طهارت و پاكى است و قدوس يعنى كسى كه از همه عيوب پاكيزه و از انداد و اولاد پاك است و تقديس به معناى تطهير و تنزيه است و گفتار حق سبحان كه از ملايكه نقل كرد كه: وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ[٣] يعنى ما تو را تسبيح مىكنيم و به پاكى تو را مىستاييم و نسبّحك و نسبّح لك اين دو جمله كه با حرف جر و بدون آن است به يك معناست و حظيرة القدس يعنى جايگاه طهارت و پاكى از نجاستهايى كه در دنياست و از حوادث و دردها خالى است و گفتند: قدوس اسمى از اسماى خداى عز و جل در كتب پيشينيان است.
[١] - ٧/ اعراف، ٨٩.
[٢] - ٢٦/ شعراء، ٦٣.
[٣] - ٢/ بقره، ٣٠.