آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٦٠ - تقوى
سكوتش را حمد قرار مىدهيم و اين نظير گفتار آن حضرت است كه فرمود: گرچه نمازش اندك باشد و نزديك به اين گفتار گفتار آن حضرت است كه دعا با نيكوكارى بسان نمك در طعام است پس كم دعا با افعال خير كافى است.
تقوى
و خبر داد (٨٠) دعا و ذكر بسيار با عدم اجتناب از نواهى الهى سودى نمىبخشد. چنان كه در گفتار آن حضرت آمده است كه داستان كسى كه دعا مىنمايد ولى عمل نمىكند مثل كسى است كه بىچله كمان تير بياندازد. دعا با خوردن حرام مثل بنا بر روى آب است. و در وحى قديم آمده است: عمل با غذاى حرام مثل آب الك كردن است. و فرمود: بدان كه اگر نماز بگذارى تا مثل كمان منحنى شوى و سكوت نمايى تا مثل ميخ گردى سودى ندارد. مگر آنكه تقوايى داشته باشى كه شما را از مناهى الهى باز دارد. و فرمود: اصل دين ورع است ورع پيشه كن از عابدترين بندگانى و اهتمام به تقوا بايد بيشتر از اهتمام به عمل بدون تقوا باشد، زيرا عملى كه با تقوى توام باشد هرگز كم نيست و چطور مىتوان عمل با تقوى را كم شمرد در صورتى كه خداى تعالى قبولش مىكند، زيرا خداى فرمود: إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ[١] (٨١) پس تقوى مدار قبولى عمل است. بدان كه از امام جعفر صادق از تفسير تقوى پرسيدند؟ فرمود: تقوى آن است كه خداى تعالى تو را در موردى كه امر كند غايب نبيند و در موردى كه نهى كرده است حاضر نبيند.
اين گفتار عينا گفتار آن حضرت در ابتداى باب است كه فرمود: امّا به هنگام حلال و حرام ياد خدا كند، اگر طاعت است آن را بياورد و اگر معصيت است از آن دست بكشد و اين حدّ تقوى است و اين ذخيره براى پيمودن راه بهشت كافى است، بلكه سپر نگهدارى از مهالك دنيا و آخرت است و تقواست كه هر زبانى ثناگوى آن و شرافت هر انسانى بدان است. و قرآن از مدح آن پر است و در شرافت آن اين گفتار حق كافى است. وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ[٢].
و اگر در عالم خصلتى كه براى بندگان، بهترين خصلت باشد و به از همه اعمال، خيرات را براى او جمع كند و گرانمايهتر از همه باشد و سزاوار ترس و رواكننده حاجت باشد، اگر بهتر از اين خصلت يعنى تقوى پيدا مىشد خداى به حكمت و رحمت خود آن را به بندگانش وصيت
[١] - ٥/ مائده، ٢٧.
[٢] - ٤/ نساء، ١٣١.