آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٣٣ - قسم دوم دعاهايى كه براى دفع بديها خوانده مىشود
المرسلون و الائمة الرّاشدون المهديّون و عباده الصّالحون من شرّ ما رأيت و من شرّ رؤياى امامان راه يافته و هدايتكننده و بندگان شايسته از آن به وى پناه مىبرند از شر آنچه در خواب ديدم و از شر رؤياى خودم «ان تضرّنى في دينى او دنياى و من الشيطان الرّجيم» اينكه به من ضررى در دين يا دنياى من زند و از شر شيطان رجيم.
روايت يازدهم: على بن مهزيار گفت: محمد بن حمزه علوى به من نوشت و از من درخواست كرد كه به ابى جعفر (ع) بنويسم و از او درخواست كنم كه دعايى براى گشايش امور به من تعليم دهد و آن حضرت در پاسخ من نوشت: امّا درخواستى كه محمد بن حمزه علوى كرد كه اميد گشايش او را در آن دارم به او بگو كه پيوسته بگويد:
«يا من يكفى من كلّ شيء و لا يكفى منه شيء اكفنى ما اهمّنى» اى كسى كه همه اشياى را كفايت مىكند و هيچ چيز وى را كفايت نمىكند از آنچه كه مرا مغموم كرده است كفايت كن! من اميدوارم كه خداى تعالى از غم او كفايت كند ان شاء الله تعالى روايت دوازدهم: صدوق گفت پدرم از پدرش از امير المؤمنين (ع) حديث كرد كه فرمود شبى قبل از جنگ بدر، خضر را در خواب ديدم به او گفتم چيزى به من بياموز كه بر دشمنان پيروز شوم خضر گفت بگو: «يا هو يا من لا هو الّا هو» به هنگام صبح قصه را به عرض رسول خدا ٦ رساندم حضرت فرمود: اى على (ع) اسم اعظم به تو ياد داده شد و آن كلمات در زبانم در روز جنگ بدر بود و اينكه امير المؤمنين قل هو الله را خواند وقتى تمام شد فرمود: «يا هو يا من لا هو الّا هو اغفر لي و انصرنى على القوم الكافرين» اى هواى كسى كه خدايى نيست جز وى مرا بيامرز و بر گروه ستمكار پيروزى بخش. و همان را در جنگ صفين مىخواند و دشمنان را دفع مىكرد.