آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ٢٣٠ - قسم دوم دعاهايى كه براى دفع بديها خوانده مىشود
«ضعفت قوّتى و قلّت حيلتى و انقطع عن خلقك رجائى و لم يبق لى الّا رجاك» ضعيف شده و چاره من كم شده و اميد من از خلق تو منقطع شده و جز اميد به تو چيزى براى من نمانده است.
و توكّلى عليك و قدرتك يا ربّ على ان ترحمنى و تعافينى لقدرتك على ان تعذّبنى و و تنها توكل بر تو و قدرت تو دارم اى پروردگارم! به من رحم كن و مرا عافيت (ده)، زيرا تو توان عذاب كردن من و ابتلايم را تبتلينى الهى ذكر عوائدك يؤنسني و الرّجاء لانعامك يقوّينى و لم اخل من نعمك دارى خداى من: ياد نعمتهاى تو مرا مأنوس تو مىكند و اميد به بخشش تو مرا دلگرم مىكند و از زمانى كه مرا خلق كردى منذ خلقتنى فانت ربّى و سيّدى و مفزعى و ملجئي و الحافظ لى و الذّابّ عنّى و الرحيم لى از نعمتهاى تو بيرون نبودم پس تو پروردگار و آقايم و پناهگاه و ملجأ امن هستى و مرا نگهدارى مىكنى و از من دفاع مىنمايى و به من محبت دارى و المتكفّل برزقى و عن قضائك و قدرك كلّما أنا فيه فليكن يا سيّدى و مولاى فيما قضيت و متكفل روزى من هستى و در قضا و قدرت در هر چه كه در آنم پس چنين باشد كه اى آقاى من! و مولاى من در قضا و قدر حتمى خودت «و قدرت و حتمت تعجيل خلاصى ممّا انا فيه جميعه و العافية لى فانّه لا اجد لدفع ذلك احدا» رهايى مرا تسريع نمايى در همه آن رنجهايى كه در آن هستم و سلامتى مرا مقدر نمايى! زيرا من كسى را جز تو براى دفع حوادث ناگوار