آداب راز و نياز به درگاه بى نياز (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم محمدحسين نائيجي - الصفحة ١٤٣ - زليخا و يوسف
زليخا و يوسف
محمد بن على بابويه با وسايط به امام صادق نقل كرد كه آن حضرت فرمود: زليخا اجازه حضور در نزد يوسف خواست. به او گفتند: ما دوست نداريم كه تو را به پيش او ببريم به خاطر آن بديهايى كه تو به او روا داشتى. زليخا گفت: من از كسى كه از خدا مىترسد نمىترسم. وقتى زليخا وارد شد، حضرت يوسف (ع) فرمود: اى زليخا چرا رنگ و روى تو را دگرگون مىبينم.
عرضه داشت: حمد خداى را كه پادشاهان را به معصيت، بنده ساخت و بندگان را به طاعت، پادشاه كرد يوسف به او فرمود: علت آن كارهاى تو با من چه بود؟ عرضه داشت به خاطر زيباييت اى يوسف، فرمود: چه مىكردى اگر در زمان پيامبر آخر الزمان مىبودى و او را مىديدى كه نامش محمد ٦ است كه از من زيباتر و نيكوخلقتر و بخشندهتر مىباشد. عرضه داشت: راست مىگويى! يوسف فرمود: چگونه فهميدى كه من راست مىگويم گفت: چون وقتى كه نام او را بردى محبت او در قلب من جاى گرفت. خداى تعالى به يوسف وحى فرمود كه زليخا راست گفت، من هم به خاطر دوستى او با محمد و آلش او را دوست دارم آنگاه خداى تعالى به يوسف امر كرد كه او را تزويج كن!
جابر از ابا عبد الله (ع) روايت كرد كه فرمود فرشتهاى از فرشتگان خدا، از خدا خواست كه هر چه را بندگان مىگويند بشنود. خداى تعالى درخواست او را اجابت كرد و اين فرشته تا روز قيامت مىايستد و هيچ مؤمنى نيست كه مىگويد: «صلّ على محمد و آل محمد» جز آنكه آن فرشته مىگويد: «و عليك السلام». سپس فرشته مىگويد اى رسول خدا ٦! فلانى به تو سلام مىرساند. رسول خدا ٦ مىفرمايد: و «٧» امير المؤمنين (ع) فرمود: به چهار شخص شنوايى داده شده است: پيامبر ٦ و بهشت و آتش و حور العين. وقتى بنده نمازش را تمام كرد پس بر پيامبر درود فرستد و از خدا بهشت را بخواهد و به خدا از آتش پناه برد و از او بخواهد كه حور العين را به او تزويج كند، زيرا هر كس بر پيامبر ٦ درود بفرستد، دعاى او بالا برده مىشود، و هر كس از خدا بهشت را بخواهد، بهشت مىگويد: خدايا خواست بندهات را بده در آنچه خواست و هر كس به خدا از آتش جهنم پناه برد، جهنم گويد: خدايا بنده را از آتش جهنم نجات بده! و هر كس از خدا حور العين بخواهد ايشان مىگويند: خدايا به بندهات آنچه را كه خواست عطا كن! محمد بن مسلم از امام باقر و يا امام صادق ٨ روايت كرد كه فرمود: در ميزان (٤٧)