شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٣٨ - تنبيه اول اقسام استصحاب كلى
از تكرر افراد نيست، سخن از تردد ميان اين فرد و آن فرد نيست، بلكه همان فرد خارجى كه كلى در ضمن آن محقق شده بود الآن مشكوك البقاء است و در نتيجه شك مىكنيم كه آيا كلى بقا دارد يا نه؟
مثال: يقين دارم كه زيد تا يك ساعت پيش در منزل بود و در ضمن آن كلى انسان هم در منزل تحقق يافت (لانّ الكلّى الطّبيعى بعين وجود افراده موجود). پس الآن مىتوانم بگويم: كان الانسان فى الدّار أي وجد و كان متيقّنا، ولى حالا شك دارم كه آيا زيد از منزل خارج شد يا هنوز هم در منزل است و در نتيجه شك مىكنيم كه آيا كلى طبيعى انسان كه در ضمن زيد تحقق يافته بود الآن در منزل هست يا خير؟ اين قسم اول از اقسام استصحاب كلى است و حكمش آن است كه در اين مورد دو استصحاب قابل جريان است:
الف. استصحاب بقاى فرد با ويژگىهاى فردى و شخصىاش يعنى زيد در خانه بود و الآن شك دارم، پس اركان استصحاب تمام است.
ب. استصحاب بقاى كلى انسان بدون در نظر گرفتن خصوصيات زيديه، چونكه كلى انسان يقينا در خانه بود و الآن مشكوك البقاء است، پس اركان استصحاب تامّ است.
٢. و گاهى به اين نحو است كه ما يقين داريم كه اين كلى در ضمن فردى محقق شد ولى تردد فردين در كار است؛ يعنى از اول نمىدانيم كه آيا اين كلى در ضمن فرد قصير العمر محقق شد تا قطعا از بين رفته باشد يا در ضمن فرد طويل العمر محقق شد تا قطعا باقى باشد. پس يك طرف قضيه مقطوع الارتفاع و طرف ديگر مقطوع البقاء است و تردد در افراد موجب تردد در بقا و ارتفاع كلى مىشود.
مثال خارجى: يقين دارم كه حيوانى در خانه بود، ولى نمىدانم كه آن حيوان فيل بود تا الآن هم مقطوع البقاء باشد و يا پشه بود تا هماكنون مقطوع الارتفاع باشد از آن رهگذر كه عمر پشه خيلى كوتاه و عمر فيل خيلى دراز است.
مثال شرعى: يقين دارم كه حدث محقق شده، ولى مردد است ميان بول كه حدث اصغر است و با وضو گرفتن مرتفع مىشود و ميان منى كه حدث اكبر است و پس از