شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٣ - حديث اول صحيحه اولى زراره
شرعى و آن عبارت است از نوم العين و الاذن معا و اما نوم العين تنها كه در چرت زدن هست ناقضيت ندارد.
در سؤال دوم، دو احتمال وجود دارد (فان حرك فى جنبه شىء و هو لا يعلم):
اول. سؤال از شبهه موضوعيه باشد يعنى مقصود سائل اين است كه اينكه امام عليه السّلام فرمود: «فاذا نامت العين و الاذن فقد وجب الوضوء» ما از چه راهى به دست آوريم كه چشم و گوش هر دو از كار افتاده؟ آيا صرف اينكه اگر چيزى در اطرافش به حركت درآيد و او متوجه نشود كافى است كه اماره باشد و از اين طريق به دست آوريم كه چشم و گوش هر دو خوابيدهاند و نومى كه ناقض وضو باشد حاصل شده يا خير؟ امام عليه السّلام جواب دادهاند كه: خير از اين طريق نمىتوان ثابت كرد و اين امور اماريت ندارند.
دوم. سؤال سائل از شبهه مفهوميه حكميه باشد يعنى سائل مىدانسته كه اين مرتبه (يعنى حركت فى جنبه شىء و هو لا يعلم) يكى از مراتب نوم است، ولى جاهل به حكم آن بوده كه آيا اين مرتبه از مراتب نوم موجب وضو مىشود يا خير؟ مثل سؤال اول، سائل مىدانست كه خفقه و خفقتان مرتبه نازله نوم هستند، ولى حكم آن را نمىدانست كه آيا اين دو موجب وضو هستند يا نه؟
مصنف مىفرمايد: احتمال اول صحيح است؛ يعنى سؤال از شبهه موضوعيه است نه شبهه حكميه مفهوميه به دليل اينكه اولا اگر سؤال از شبهه حكميه مفهوميه بود يعنى سؤال از حكم مرتبه ديگرى از مراتب نوم بود كه چيزى در كنار او حركت داده شود و او احساس نكند بر امام عليه السّلام بود كه در مقام جواب ميزان ديگرى براى نوم ناقض بيان كند تا سائل را آگاه سازد؛ زيرا روى اين فرض سائل عالم بوده به اينكه اين مرتبه يكى از مراتب نوم است، ولى حكم آن را نمىدانسته و امام بايد حكم واقعى آن را تبيين مىكرد نه اينكه امام عليه السّلام فرض كند شك در حكم واقعى را و سپس از اجزاء استصحاب صحبت كند، بلكه مستقيما مىگفت: خير اين مرحله هم موجب وضو نيست و ثانيا اگر سؤال از شبهه حكميه مفهوميه بود معنا نداشت كه امام عليه السّلام يك بار فرض كند استيقان سائل را به نوم كه فرمود: حتى يستيقن انه قد نام و بار ديگر فرض