شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٢ - حديث اول صحيحه اولى زراره
و حواس به خواب مىرود)، ولى قلب كه رييس اعضاست و گوش (آخرين حسى كه در خواب از كار مىافتد) بيدار هستند در اين صورت وضو واجب نيست بلى اگر قلب و گوش به خواب رفتند وضو باطل مىشود و دوباره وضو بگيرد.
زراره پرسيد: اگر چيزى در كنار اين شخص حركت داده شود و او متوجه نشود؟
(آيا اين اماره نوم شرعى است؟) امام عليه السّلام فرمود: خير، اين امور اماره نوم نيست تا مادامىكه يقين به خواب نيامده به اين چيزها اعتنا نكند و بر وضوى خويش باقى بماند و يقين به وضو را با شك در نوم نقض نكند، آرى، يقين را فقط با يقين ديگر مىتوان نقض كرد.
پس از ذكر ترجمهاى از روايت در دو مرحله بحث مىكنيم:
١. فقه الحديث: در اين صحيحه جناب زراره دو سؤال از امام عليه السّلام كرده سؤال اول مربوط به شبهه مفهوميه است.
توضيح مطلب: در اين سؤال سه احتمال وجود دارد:
اول. سؤال سائل از معناى لغوى نوم باشد.
دوم. سؤال سائل از اين باشد كه آيا خفقه و خفقتان يك عامل مستقل است براى نقض وضو در مقابل نوم كه عامل ديگرى است يا خير؟
سوم. سؤال سائل از شمول نوم شرعى باشد نسبت به خفقه و خفقتان.
حال از اين سه احتمال، احتمال اول باطل است به دليل اينكه اولا خود سائل معناى نوم را مىدانسته و توجه داشته كه نوم ذات المراتب است و ثانيا امام عليه السّلام نصب شده براى تبليغ احكام نه براى بيان معانى لغات و لذا سؤال زراره از چنين امرى بسيار بعيد است، و احتمال دوم هم باطل است؛ زيرا آوردن كلمه به نام از سوى سائل در عبارت و نيز تفصيل امام عليه السّلام به اينكه قد تنام العين ... قرينه آن است كه سائل مىدانسته كه اين دو استقلال ندارد. بنابراين، احتمال سوم تعين پيدا مىكند كه سؤال از شمول نوم باشد. پس سؤال از شبهه مفهوميه است كه آيا نوم شرعى كه ناقض وضو است تا چه حدودى را شامل است؟ آيا خفقه و خفقان را هم شامل مىشود يا خير؟ و بهترين شاهد بر اين احتمال جواب امام عليه السّلام است كه شروع كرد به تحديد و مرزبندى نوم