شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٣ - دلايل قرآنى برائت
محققين اصولى مسلك گفتهاند: «إنّ هذه الآية أصرح و أظهر دليل على البراءة فى الشبهات البدوية».
كيفيت استدلال: از اين آيه چنين استفاده مىشود كه سنت الهى بر اين بوده و هست كه هيچ قوم و گروهى را عذاب نمىكند مگر اينكه نخست پيامبرانى را به سوى آنان مىفرستد. خداوند احكام الهى را توسط انبيا به مكلفين ابلاغ مىكند و بر آنان حجت را تمام نموده سپس اگر اصلاح نشدند بر آنها عذاب نازل مىكند. مفهوم مخالف آيه هم اين است كه قبل از ايصال تكاليف و اتمام حجت، مؤاخذهاى در برابر تكاليف واقعيه مجهوله نيست؛ حال شرب توتون يا اقامه و ... از شبهه تحريميه و وجوبيه امورى هستند كه در آنها بر بندگان حجت تمام نشده و بيانى مبنى بر حرمت يا وجوب نرسيده، پس مخالفت آن كيفرى ندارد؛ و هذا هو معنى اصالة البراءة و هذا هو المطلوب.
بر اين استدلال دو اعتراض وارد شده است:
١. آيه شريفه به قرينه «ما كان» كه فعل ماضى است در نفى تعذيب از امتهاى پيشين و نفى اهلاك آنان قبل از ارسال رسل و انزال كتب و اتمام حجت بر آنان به واسطه معجزات ظهور دارد. پس آيه مربوط به عقاب دنيوى در امم سالفه بوده و مورد بحث ما عذاب اخروى بر امت پيامبر در برابر شبهات بدويه است. پس آيه شريفه از مورد بحث ما يعنى شبهات بدويه، به كلى اجنبى و بيگانه است.
به اين اعتراض دو جواب داده شده است:
الف. اگر با نبود بيان و عدم ابلاغ، عذاب دنيوى منتفى است، پس عذاب اخروى به اولويت قطعيه منتفى است؛ چون عذاب دنيوى به مراتب از عذاب اخروى موهونتر است.
ب. چنانكه در اصل استدلال ذكر شد در اينگونه موارد لفظ «كان» از معناى زمان گذشته يا حال يا آينده به كلى منسلخ است و يك سنت الهى را بيان مىكند؛ پس به امتهاى سلف اختصاص ندارد.
٢. آيه شريفه فعلا و خارجا در مقام نفى تعذيب بوده و مورد بحث ما در استحقاق