شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٦١ - تنبيه هشتم اصل مثبت
داشتهايم و در طول اين جلد و مجلدات قبلى ذكر كردهايم.
تنبيه هشتم: اصل مثبت
در اين تنبيه پيرامون مثبتات امارات و اصول عمليه بحث مىكنيم.
مثبتات اصول عمليه: بحث را در خصوص استصحاب مطرح مىكنيم و وضع ساير اصول عمليه هم روشن خواهد شد.
فنقول: گاهى استصحاب در خود حكم شرعى جارى مىشود و بر اثبات يك حكم ظاهرى مماثل با حكم واقعى در مورد مستصحب دلالت مىكند.
گاهى نيز در موضوع حكم شرعى جارى مىگردد؛ آنجا كه استصحاب در خود حكم شرعى جارى شود، هم آثار شرعيه اين حكم مستصحب و هم آثار عقلى برآن بار مىشود.
اما اثر شرعى: مثلا فرض كنيد شخصى نذر كرده كه اگر در عصر غيبت نماز جمعه واجب بود صد تومان صدقه بدهد. او در ميان ادلّه اجتهاديه جستجو كرد، دليلى بر وجوب جمعه در عصر غيبت پيدا نكرد. به سراغ ادلّه فقاهتيه آمد و با دليل استصحاب بقاى وجوب جمعه را در عصر غيبت ثابت كرد. در اينجا آن اثر شرعى كه وفاى به نذر و وجوب تصدق باشد مترتب مىشود.
اثر عقلى: هر وجوبى عقلا اطاعت و عصيانى دارد، ثواب و عقابى دارد و وقتى كه ما بقاى وجوب جمعه را استصحاب كرديم، عقل مىگويد: يجب عليك الاتيان بها اين آثار هم قطعا مترتب مىشود وگرنه استصحاب وجودش كالعدم خواهد بود و كلام شارع كه گفته لا تنقض عبث و بيهوده خواهد بود تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا.
انّما الكلام در استصحاب در موضوعات است:
ترديدى نيست در اينكه استصحاب يك دستور شرعى است و بايد داراى اثر شرعى باشد تا شارع بتواند بما هو شارع ما را بدان متعبّد سازد و لذا در استصحاب در موضوعات گاهى اين موضوع مستقيما و بلاواسطه داراى اثر شرعى است مثلا نذر كرده كه اگر زيد زنده است يك درهم به فقير بدهد ديروز يقين به حيات زيد داشت و