شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٥٨ - تنبيه هفتم استصحاب عدم نسخ
بيان مطلب: العنب اذا غلى يحرم از آن طرف وقتى عنب به زبيب مبدل شد و هنوز غليان نيامده حكم آن حليّت است و اين حليّت، حليت فعليه و مطلقه است حالا كه غليان آمده شك مىكنيم آيا اين حليّت منجزه رفت يا باقى است؟ بقا را استصحاب مىكنيم. حال استصحاب تعليقى مىگويد اين شىء در زمانى كه عنب بود اگر غليان مىآمد حرام مىشد الآن هم كه زبيب بود و غليان پيدا كرد حرام است از طرفى هم استصحاب تنجيزى مىگويد اين شىء حلال است تعارضا و تساقطا. پس برفرض كه استصحاب تعليقى جارى شود ثمرهاى ندارد.
جواب: حليتى كه زبيب قبل از غليان داشت قابل بقا نيست و استصحاب در آن راه ندارد، چون اصل حاكم در ميان است.
بيان مطلب: حليّت عنب مغيّا به غليان است به دليل اينكه حرمت معلق بر غليان است و محال است حليّت مطلقه با حرمت معلقه جمع شوند و اما حليّت زبيب اگرچه متيقّن است، ولى اين حليّت مردّد است بين اينكه اين همان حليتى است كه براى عنب ثابت بود تا اين هم مغيّا به غليان باشد يا اين حليّت براى زبيب بهعنوان زبيب بودن حادث شده تا بعد از غليان هم استصحاب شود؟ اصل آن است كه حليّت جديدى حادث نشده و همان حليّت سابقه كه مغيا به غليان است باقى است و آن حليت با غليان مرتفع مىشود، پس قابل استصحاب نيست و جايى براى معارضه وجود ندارد.
تنبيه هفتم: استصحاب عدم نسخ
استصحاب در يك تقسيم به دو قسم مىشود:
١. استصحاب احكام اسلام،
٢. استصحاب احكام شرايع قبل از اسلام.
استصحاب حكم اسلام عبارت است از اينكه در اسلام حكمى براى مسلمين ثابت شده بود از قبيل وجوب نماز جمعه، ولى پس از مدتى به عللى شك كرديم كه آيا الآن هم وجوب جمعه باقى است و يا منتفى شد؟ استصحاب مىكنيم بقاى