شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٤١ - تنبيه اول اقسام استصحاب كلى
يافته و يقين هم داريم كه آن فرد قطعا منتفى شده و لكن منشا شك ما در بقاى كلى آن است كه احتمال مىدهيم كه مقارن با وجود فرد اول يا مقارن با زوال آن، فرد ديگرى وجود گرفته باشد و كلى منحصر نباشد در آن فردى كه مقطوع الارتفاع است حال اگر وجود فرد ديگر مسلم شود باز هم كلى الآن مقطوع البقاء است، ولى مسلم نيست.
مثال: زيد وارد منزل شد و با ورود كلى انسان هم در منزل محقق شد، ولى پس از ساعتى زيد يقينا از منزل خارج شد، ولى احتمال مىدهيم كه همراه با خروج زيد بكر وارد منزل شده باشد تا كلى انسان در ضمن اين فرد موجود شود يا خير تا كلى انسان معدوم شده باشد؟ حال اين قسم از استصحاب را كلى قسم ثالث گويند و اين خود به دو قسم مىشود:
١. احتمال دهيم كه هم زمان با وجود فرد اول فرد ديگرى هم در منزل موجود بود.
٢. احتمال دهيم كه هم زمان با زوال و ارتفاع فرد اول، فرد ديگرى هم وارد منزل شد.
و اين خود دو قسم است:
اول. آن فرد اول تبديل شده به اين فرد دوم مثل سياهى كمرنگ و پررنگ، شديد و ضعيف و ...
دوم. سخن از تبديل نيست، بلكه مجرد مقارنت اتفاقيه است ميان حدوث فرد دوم و ارتفاع فرد اول.
حال سؤال اين است كه آيا استصحاب در اين قسم سوم از كلى به هريك از احتمالات مذكور جارى است يا خير؟
جواب: سه قول است:
١. در هر سه احتمال مطلقا جارى است.
٢. در هيچ صورت مطلقا جارى نيست.
٣. تفصيل دهيم ميان قسم اول با قسم دوم به هر دو قسم آن؛ يعنى بگوييم در قسم اول جارى است و در قسم دوم به هر دو قسمش جارى نيست و هو رأى الشيخ.
مقدمه: قبل از هر سخنى بايد منشا اين اختلاف نظر را بررسى كنيم: بحث ما در