شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٦٩ - ٢- مقومات استصحاب
فى الحكم الواقعى نوبت به آن مىرسد منتهى منظور ما از شك، شك بهمعناى حقيقى كلمه يعنى احتمال متساوى الطرفين نيست، بلكه منظور عدم علم و ظنّ معتبره است اعم از اينكه مجرد شك و دو احتمال مساوى باشد و يا ظن غير معتبر باشد از قبيل ظن قياسى كه حكم شك را دارد و آثار شك برآن مترتب مىگردد.
٣. امر سوم عبارت است از اجتماع يقين و شك در زمان واحد و منظور از اين اجتماع آن است كه مكلف در آن واحد هم يقين داشته باشد و هم شك مثلا همينالان يقين دارد كه زيد ديروز عادل بود و همينالان هم شك دارد كه آيا زيد امروز هم عادل است يا خير كه يقين و شك در زمان واحد باهم جمع شدهاند و اما كارى با مبدأ حدوث يقين و شك نداريم، چون يقين و شك به اعتبار مبدأ حدوث به سه قسم تقسيم مىشوند:
الف. مبدأ حدوث يقين پيش از مبدأ حدوث شك است مثلا ديروز براى مكلف به عدالت زيد يقين حاصل شد و امروز در عدالت زيد شك مىكند كه تاريخ يقين پيدا كردن قبل است.
ب. مبدأ حدوث يقين با شك مقارن و هم زمان است مثلا الآن يقين كردم كه زيد ديروز عادل بود و الآن هم شك پيدا كردم در اينكه آيا امروز هم عادل است يا خير كه تاريخ حدوث يقين و شك الآن است، ولى متعلق يقين عدالت ديروز و متعلق شك عدالت امروز است.
ج. مبدأ حدوث يقين پس از مبدأ حدوث شك است مثلا ديروز شك در عدالت زيد داشتم و اين شك من استمرار يافت تا امروز، آنگاه يقين كردم كه دو روز قبل «پريروز» زيد عادل بود در اينجا تاريخ حدوث يقين از تاريخ حدوث شك متأخر است، ولى متعلق يقين بعدى عدالت پريروز زيد و متعلق شك قبلى عدالت ديروز و امروز است حال اين اقسام سهگانه هيچكدام در بحث ما تأثيرى ندارند مهم آن است كه همان زمان كه به عدالت زيد يقين دارم همان زمان هم شك دارم كه امروز باشد و طورى نيست كه با آمدن شك يقين قبلى به كلى نابود شود، بلكه او در ظرف زمانى خودش همچنان ثابت است. در خاتمه اين امر سوم نيز از مقومات اصل استصحاب