شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٧١ - ٢- مقومات استصحاب
به يك نكته لازم است و آن اينكه:
گاهى قضيه متيقّنه و مشكوكه متعدد هستند مثلا متيقّن ما عبارت است از وجود المقتضى مثل نار و مشكوك ما عبارت است از وجود المانع مثل رطوبت و گاهى اين دو قضيه اتحاد دارند مثلا متيقّن عدالت زيد بوده و مشكوك نيز همان است در اين صورت متيقّن و مشكوك با يقين و شك از لحاظ زمانى به چهار قسم منقسم مىشوند:
الف. هم زمان متيقّن و مشكوك متعدد و هم زمان يقين و شك متعدد است اين فرض تنها در مواردى است كه متعلق يقين و شك متعدد باشد وگرنه با فرض اتحاد متعلقها محال است كه هم متعلقها در دو زمان و هم خود يقين و شك در دو زمان باشد.
ب. هم زمان متيقّن و مشكوك واحد و هم زمان يقين و شك واحد باشد يعنى متيقّن عدالت زيد يوم الجمعة باشد و مشكوك هم همين، از طرفى هم يقين به عدالت زيد يوم الجمعة در روز شنبه داشته باشم و هم روز شنبه شك در عدالت زيد يوم الجمعة داشته باشم اين تناقض است؛ زيرا در آن واحد نسبت به شىء واحد محال است هم متيقّن و عالم، هم شاك و جاهل باشم.
ج. زمان يقين و شك متحد، ولى زمان متيقّن و مشكوك متعدد باشد مثلا الآن يقين دارم به اينكه زيد ديروز عادل بوده و الآن هم شك دارم كه زيد امروز عادل است يا خير چنين موردى مجراى قانون استصحاب است.
د. زمان متيقّن و مشكوك متحد، ولى زمان يقين و شك متعدد مثلا از ديروز تا به حال يقين داشتم كه زيد عادل است، ولى از حالا به بعد شك مىكنم كه آيا زيد از اول عادل بود يا من خيال مىكردم كه عادل است اينجا مجراى قاعده اليقين و شك سارى است فتبين الفرق بين القاعدتين. (خذ فاغتنم)
٥. امر پنجم عبارت است از اينكه: متعلق يقين و شك واحد باشد به عبارت ديگر متيقّن و مشكوك وحدت داشته باشند به تعبير سوم قضيه متيقّن و مشكوك واحد باشند يعنى به همان امرى كه يقين تعلق گرفته مثل عدالت زيد به همان امر هم شك تعلق بگيرد تنها زمان متيقّن با زمان مشكوك متفاوت و متعدد است، ولى حقيقت و ماهيت شىء واحد است؛ يعنى در هر دو عدالت زيد يا حيات خالد است بنابراين اگر