تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٩ - سوره فصلت(٤١) آيات ٣٠ تا ٣٩
و مكافات چه اول موجب رفع درجاتست و ثانى سبب هبوط در دركات يا آنكه مساوى نيستند اعمال حسنه و افعال سيئه يا خصلت حسنه مثل خصلت سيئه نيست پس مساوى نيست صبر و غضب و رفق و عنف و علم و جهل و مدارات و غلظت و عقوبت و اسائت و غير ذلك، و در تفسير ماوردى و تبيان و عين المعانى مذكور است كه حسنه دوستى آل رسول عليهم السّلام است و سيئه دشمنى ايشان و بعد از مدح حسنه و ذم سيئه طريق رفق و مدارا تعليم رسول مينمايد و مىگويد كه ادْفَعْ دفع كن اى محمّد سيئه را بِالَّتِي بآن حسنه كه در نفس الامر هِيَ أَحْسَنُ آن نيكوتر است يعنى غضب را بحلم تسكين ده و گناه را بعفو و لغو را بتغافل يا دفع نماى بكلام حق سخن باطل را، و مراد بأحسن زيادى مطلقه است و گويند كه اخراج آن در مخرج استيناف بجهت آنست كه آن در حكم جواب كسيست كه گويد كيف أصنع، و حينئذ وضع احسن در موضع حسنه جهت مبالغه است، و گويند كه لاء ثانيه زائده نيست بلكه بر حقيقت نفى خود باقى است و مراد از حسنه و سيئه افراد آنها است و معنى آنست كه مساوى نيستند افراد حسنه بلكه بعضى بر بعضى راجحاند و همچنين افراد سيئه مساوى يكديگر نيستند پس معنى ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ آنست كه دفع كن بدى را بحسنه كه نيكوتر باشد از حسنه ديگر يعنى هر گاه دو حسنه را يابى سيئه را با حسن آن دفع كن مثلا اگر شخصى با تو بدى كند حسنه آنست كه آن را عفو كنى و احسن آنكه بعوض آن باو احسان نمايى پس وضع احسن در موضع حسنه بجهت ابلغيت آن باشد در دفع سيئه بحسنه چه هر كه دفع سيئه نمايد باحسن پس بما دون احسن بر او اهون خواهد بود، و از امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه حسنه تقيه است و سيئه اذاعه و بر هر تقدير حق سبحانه ميفرمايد كه هر گاه تو دفع سيئه نمايى باحسن فَإِذَا الَّذِي پس آن هنگام آن كسى كه بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ ميان تو و ميان او دشمنى است كَأَنَّهُ وَلِيٌ گوئيا او دوستى كارساز بوده در دين حَمِيمٌ خويش و مهربان در نسبت يعنى بميامن اين خلق حسن دشمنى كه در دين معاند و منكر تو باشد دوست و شفيق گردد و يار هوادار و چون مقابله اسائه باحسان مستلزم تحمل مكاره است از دشمنان از اينجهت ميفرمايد كه:
(٣٥)- وَ ما يُلَقَّاها و داده نشود اينخصلت كه مقابله بدى نيكى است إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا مگر آنان را كه شكيبايى نمايند بر مكروهات و اذيات و نفس را از انتقام منع كرده، كظم غيظ را شعار خود سازند وَ ما يُلَقَّاها و عطا كرده نشود اين خليقه و سجيه إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ مگر خداوند بهره بزرگ و نصيب و افراز عقل و رأى يا از ثواب و خير يا از كمال ايمان يا از تماميت نفس باخلاق حسنه، و قتاده بر آنست كه حظ عظيم روضه جنانست.
(٣٦)- وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ و اگر برسد بتو من الشّيطان از ابليس پر تلبيس نَزْغٌ