تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٩٠ - سوره فصلت(٤١) آيات ٣٠ تا ٣٩
نخسى و خارخارى يعنى اگر شيطان بجهت زجر و منع تو از اين خصلت حسنه نيشى بتو رساند، وسوسه دهد فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ پس پناه جوى بخداى از شر او إِنَّهُ بدرستى كه خداى هُوَ السَّمِيعُ اوست شنوا مر كسى را كه بگفتار استعيذ باللّه مترنم شود الْعَلِيمُ دانا به نيت صلاح او پس بيان دلالات وحدت و قدرت مىكند مىگويد كه:
(٣٧)- وَ مِنْ آياتِهِ و از جمله نشانهاى قدرت الهى اللَّيْلُ وَ النَّهارُ شب و روز است كه متعاقب يكديگراند روز از براى كسب معيشت و شب بجهت استراحت وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ و آفتاب و ماهست كه تقدير ايشان بر وجه استقرار است و تدبير ايشان بر نظام استمرار پس هر يك باندازه مقرر و مقدور مىآيند و ميروند لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ سجده مكنيد مر آفتاب را وَ لا لِلْقَمَرِ و نه ماه را چه آنها مانند شما مخلوقاند و مسخر فرمان پس رتبه معبوديت نداشته باشند وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ و سجده كنيد مر خداى را الَّذِي خَلَقَهُنَ آن خدايى كه آفريده است شب و روز و آفتاب و ماه را إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ اگر هستيد كه از روى وحدانيت مر او را ميپرستيد يعنى اگر قصد عبادت خدا داريد پس او را پرستش نمائيد نه غير او را، ايراد ضمير جمع مؤنث كه موضوع است از براى ذوى العقول تنبيه است بر آنكه اينها با آنكه مخلوقند از جماداتند و از عقل و ادراك و علم معرى پس قابليت الوهيت نداشته باشند و مراد بسجود عبادتست و تسميه آن بسجود بجهت آنست كه سجود اخص عباداتست و اخضع انواع آن پس تسميه شىء باشد باسم اشرف افراد آن.
٣٨- فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا پس اگر سركشى كنند از سجده كردن خداى و عبادت او با وجود دلايل واضحه بر وجوب پرستش او نه غير او پس ايشان را در وادى ضلالت و خذلان فرو گذارد چه از عدم عبادت ايشان گرد نقصى بدامن كبرياى او نمىنشيند فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ پس آنان كه نزديك پروردگار تواند از اصناف ملائكه يُسَبِّحُونَ لَهُ تسبيح و تمجيد ميكنند براى او بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ بشب و روز يعنى پيوسته بطاعت او مشغولند وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ و حال آن كه ايشان ملول نميشوند از كثرت عبادت و بسيارى طاعت اين سجده از عزائم اربع است، و از ابن مسعود و حسن بصرى و عمرو بن علا منقولست كه وجوب سجده نزد آخر آيه اوليست كه آن إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ است زيرا كه امر بسجود در اين آيه تحقق پذيرفت، و از ابن عباس و ابن مسيب مرويست كه موضع سجده نزد اخر ايه ثانيه است كه آن وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ است زيرا كه تماميت معنى باين است و قول اول مرويست از ائمه هدى عليهم السّلام.
٣٩- وَ مِنْ آياتِهِ و از جمله نشانهايى كه دالست بر ربوبيت او سبحانه أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ آنست كه تو مىبينى زمين را خاشِعَةً ذليل و خوار اين مستعار است از براى زمين