تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٢ - سوره الفتح(٤٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
كه عنقريب بر آن دست يابيد، و نزد بعضى معنى آنست كه خداى احاطه غنايم نموده و بر آن مستولى گشته و محافظت نموده و از غير شما ممنوع ساخته تا شما را بر آن ظفر دهد و بحوزه تصرف شما درآورد و از ابن عباس و جبائى و حسن منقول است كه مراد بآن مداين فارس و روم و شام است چه پيغمبر ايشان را بشارت داده بود بر كنوز كسرى و قيصر در حينى كه اصلا قدرت نداشتند بر قتال فارس و روم و فتح مداين، و گويند مراد غنايم هوازنست كه در حنين بدست اصحاب درآمد وَ كانَ اللَّهُ و هست خداى عَلى كُلِّ شَيْءٍ بر همه چيزها از فتح مداين و اعطاى غنايم و غير آن قَدِيراً توانا چه قدرت او ذاتيه است پس مختص بشيئى دون شيئى نباشد، و در تفسير كشاف و بيضاوى آورده كه أُخْرى صفت (مغانم) محذوف است و معطوف بر هذِهِ يعنى معجل ساختهاند از براى شما غنيمتهاى ديگر را كه غير غنايم خيبر است از بلاد ديگر يا منصوب است بفعل محذوف كه مفسر آنست قوله قَدْ أَحاطَ اللَّهُ بِها و تقدير كلام اينست كه قضى اللَّه مغانم قد احاط اللَّه بها يعنى حكم كرده خداى غنايم ديگر را بتحقيق كه علم خداى احاطه نموده است بآن، و محتمل است كه مرفوع المحل باشد بابتدائيت چه موصوف است آن بقوله لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْها و بجهت اين او را از نكريت صرف بيرون برده و قوله قَدْ أَحاطَ اللَّهُ بِها خبر آن يعنى مغانم ديگر كه بيد قدرت شما درنيامده احاطه نموده است علم خدا بآنكه عنقريب اخذ آن نمائيد، و ميتواند بود كه مجرور المحل باشد باضمار ربّ يعنى بسا غنايم ديگر كه بر آن قدرت نداريد و حق سبحانه بفضل شامل و عنايت كامل خود شما را بر آن مستولى سازد چه لطف الهى فراخور حال شما است بجهت علم او باخلاص و وفا و صدق و صفاى شما.
٢٢- وَ لَوْ قاتَلَكُمُ و اگر قتال كردندى با شما در حديبيه الَّذِينَ كَفَرُوا آنان كه كافر بودند از اهل مكه و صلح نكردندى يا اگر بنى اسد و غطفان كه اراده نهب ذرارى مسلمانان داشتند در مدينه مقاتله كردندى با امثال شما لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ هر آينه برگرداندى پشتها را يعنى هزيمت كردندى از شما بجهت يك جهتى و رسوخ عقيده شما ثُمَّ لا يَجِدُونَ پس نيافتندى وَلِيًّا دوستى و كار سازى كه حراست ايشان نمايد و از ايشان دفع ضرر كند وَ لا نَصِيراً و نه يارى كه نصرت ايشان دهد، اين آيه با وجود دلالت آن بر علوم غيبيه دالست بر آنكه او سبحانه عالم است بكيفيت آن چيزى كه در مستقبل وجود پيدا كند و اشارت است بآنكه هر چه معدوم است معلوم او سبحانه است.
٢٣- سُنَّةَ اللَّهِ سنت نهاده است خداى سنت نهادنى در ميان شما الَّتِي قَدْ خَلَتْ آن چنان سنتى كه گذشته است مِنْ قَبْلُ پيش از اين در ميان امتان ديگر يعنى طريقه و عادت قديم