تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٠٧ - سوره الأحقاف(٤٦) آيات ١ تا ٩
١-
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حم ٢- تَنْزِيلُ الْكِتابِ فرستادن اين سوره فرستادن كتابيست مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ از نزد خداوند غالب يا فرستادن اين كتاب از جانب خدائيست كه غالب است بر جميع اشياء الْحَكِيمِ حكم كننده بكافه برايا يا صوابكار در جميع گفتار و همه كردار.
٣- ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ نيافريديم آسمانها و زمينها را وَ ما بَيْنَهُما و آنچه در ميان آنها است از انواع مخلوقات و اصناف مكونات إِلَّا بِالْحَقِ مگر كه آن آفريدن متلبس بود براستى و درستى يعنى معلل بغرض صحيح كه مقتضاى حكمت و معدلت است نه از روى عبث و بطالت و آن تعبد عبيد است بامر و نهى، و جزاء دادن ايشان بر وفق عمل در آن جهان اين كلام دالست بر وجود صانع حكم و بر بعث عباد از براى مجازات كه آن جنت نعيم و آتش جحيم است وَ أَجَلٍ مُسَمًّى و نيافريديم اين اشياء را مگر متلبس بتقدير زمانى نامبرده شده و مقرر و معين گشته و آن روز قيامت است كه همه خلايق بآن منتهى مىشوند يا مگر بتقدير اجل هر يك از آن اشياء كه آن آخر مدت بقاى هر يك از آنها است وَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آنان كه نگرويدند و تصديق نكردند نشئه آخرت را عَمَّا أُنْذِرُوا از آنچه بيم كرده شدند از اهوال آن روز كه بآن منتهى خواهند شد مُعْرِضُونَ روى گردانندگانند يعنى در وقوع آن تفكر نمىكنند تا براى آن مستعد و مهيا شوند و مىتواند بود كه (ما) مصدريه باشد يعنى كفار از انذار اين روز اعراض كنندگانند.
٤- قُلْ بگو اى محمّد اين كافران را كه جاحد بعثاند و منكر نشر أَ رَأَيْتُمْ آيا ميبينيد و در خود مييابيد ما تَدْعُونَ آن چيزى را كه ميپرستيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى از ساير معبودان أَرُونِي ما ذا خَلَقُوا كه بنمائيد بمن كه چه آفريدهاند مِنَ الْأَرْضِ از زمين و اجزاى آن أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ يا آيا مر ايشان را است شركتى با خدا فِي السَّماواتِ در آفريدن آسمانها يعنى خبر دهيد مرا از حال خدايان خود بعد از تأمّل نمودن شما در كار ايشان كه آيا ايشان را در آفريدن چيزى از اجزاى عالم مدخلى هست تا بسبب آن مستحق عبادت شوند و تخصيص انكار شرك در سماوات بجهت رفع توهم آنست كه وسايط را شركتى باشد در ايجاد حوادث سفليه و چون ظاهر است كه ايشان عاجز مطلقاند در خلق آن و به هيچ وجه تصرفى ندارند در آسمان و زمين پس چرا ايشان را در پرستش با خدا شريك ميسازند ائْتُونِي بِكِتابٍ بياريد بمن كتابى كه بشما آمده باشد مِنْ قَبْلِ هذا پيش از آمدن قرآن كه ناطق توحيد است و مبطل شرك يعنى كتابى غير از قرآن بياريد كه مضمون آن امر باشد بشرك آوردن در عبادت أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ يا بياريد