تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٥٤ - سوره الزخرف(٤٣) آيات ٥٠ تا ٥٩
اين جهت فرعون بعد از اظهار شوكت و حشمت خود و وصف موسى بمذلت و حقارت و قلت اعضاء و انصار با قوم خود گفت كه اگر موسى راست ميگويد كه از نزد خداى بسيادت و رياست قوم نامزد شده.
٥٣- فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ پس چرا افكنده نشد بر او أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ دستوانها از زر و سيم يعنى چرا خدا او را دستوانه زرين نداد أَوْ جاءَ يا چرا نيامدهاند مَعَهُ الْمَلائِكَةُ با او فرشتگان مُقْتَرِنِينَ در حالتى كه پيوستگان باشند باو براى اعانت او چه هر پادشاهى كه ايلچى بجايى مىفرستد جمعى را از خواصّ خدم بخدمت او نامزد مىكند تا معاون و مصدق او باشند پس چگونه جايز باشد كه خداى تعالى مردى درويش را بىيار و مددكار برسالت فرستد؟
٥٤- فَاسْتَخَفَ پس سبك عقل يافت فرعون باين مقدمات واهيه و تسويلات ركيكه و تخيلات فاسده قَوْمَهُ گروه خود را در اطاعت خود يا طلب خفت و لينت كرد از ايشان در مطاوعت كردن و منقاد شدن باو فَأَطاعُوهُ پس فرمان بردند او را و از متابعت موسى عليه السّلام بالكليه روى بر تافتند إِنَّهُمْ كانُوا بدرستى كه ايشان يعنى قبطيان بودند قَوْماً فاسِقِينَ گروهى بيرون رفتگان از دايره عبوديت خداى و فرمانبردارى او بلكه خارج از طريق عقل كه بسبب مال فانى فرعون را بر موسى ترجيح داده تبعيت او اختيار كردند.
٥٥- فَلَمَّا آسَفُونا پس آن هنگام كه بسيار غضبناك و خشمناك ساختند ما را بافراط نمودن در عناد و عصيان و اسراف كردن در مكابره و طغيان انْتَقَمْنا مِنْهُمْ كينه كشيديم از ايشان از براى اولياى خود، مراد بغضب و رضاى خداى اراده تعذيب مجرمان است و اثابه مطيعان، و بعضى گفتهاند كه چون اسف بمعنى حزن است و آن بر خداى جايز نيست پس مراد به آسَفُونا آسفوا رسلنا است بر حذف مضاف يعنى چون خشمناك ساختند رسولان ما را ما انتقام كشيديم از ايشان فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ پس غرق ساختيم همه ايشان را در دريا.
٥٦- فَجَعَلْناهُمْ پس گردانيديم ايشان را سَلَفاً قدوه كافرانى كه بعد از ايشان بوجود آيند يعنى ايشان را پيشرو مشركان آينده گردانيديم تا اقتداء بايشان كنند در استحقاق مثل عقاب ايشان، قتاده گفته كه مراد آن است كه ايشان را پيشرو دوزخيان ساختيم وَ مَثَلًا لِلْآخِرِينَ و گردانيديم ايشان را مثلى ساير و جارى براى پسينيان تا آن را باز گويند و از قصه عجيبه ايشان عبرت گيرند و پندپذير شوند، و از آن جمله نظر كنند در آنكه هر كه بچيزى تفاخر كند سبب هلاكت او همان باشد چه فرعون بآب نيل فخر كرد بهمان آب غرق شد، آوردهاند كه چون حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم آيه إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ بر قريش خواند ايشان بسيار در غضب شدند عبد اللَّه بن زبعرى گفت اى محمّد اين مخصوص ما و آلهه ما است يا جميع امم در اين حكم شريكند